به نام حق

این یه پست نظرسنجی هستش.

در مورد معاشرت های فامیلی با خانواده همسر.  

من موقع معاشرت ها با خانواده حبیب، خیلی کم حرف هستم و خیلی هم بعد از معاشرت ها حس خوبی ندارم. انگار دلم چرکین میشه. خیلی حس منفی دارم بعدش. حرفهایی که زده میشه رو دوست ندارم و سطح فکری و ... رو نمی پسندم. 

اینکه بهتر بود موقع ازدواج حساس تر بودم به این موضوع رو کاملاً قبول دارم که اشتباه از من بوده. منتها الان دوست ندارم توی جمع بیشتر حرف از چیزهای سطح پایین، مثل ذکر وقایع روز و مدل لباس و ... باشه. نتیجه گیری ها بیشتر بر مبنای احساس خوشایند ناخوشایند بودن چیزیه. فکر و فلسفه و .... هیچ. کتاب خوندن هیچ. اخلاق و دین و ... خیلی محور نیست و ...و این منو عذاب میده. 

خیلی دوست دارم که بحث رو به سمت حرفهای مفید بکشونم. حداقل چهارتا نکته از هم یاد بگیریم. دیگه هر چی نکته هم میخواستم از امور مشترک بین مون یاد بگیرم به نظرم ته کشیده! دیگه نه مدل مویی مونده که بخوام دنبالش باشم، نه مدل چیز دیگه، نه اصل خاصی توی آشپزی که بلد نباشم نه ...چند باری تلاش کردم ولی مثمر ثمر نبوده چون طرف مقابل از چیزی حرف میزنه که خوب بیشتر توش سر رشته و علاقه داره. حرفها معمولا ًخاله زنکی،  غیبت و شستن گناه همه و ... است. به نظرتون چه میتونم بکنم؟ 

در برابر غیبت هم، یه عذری برای طرف غیبت شونده دارم می تراشم و ازش دفاع میکنم ولی اصلا فایده نداره. عذرم بدتر باعث میشه بحث داغ تر بشه که نه بابا و ....!! 

قبلاً رویکردم این بود که ارتباطم رو کم میکردم. اصلا هم ناراحت نبودم به واسطه خودم و ارتباط کمم. نیاز زیادی به این رابطه حس نمی کردم. انگار هر چه میگذره درون گرا تر میشم و جمع گریزتر. رویکردم هم منفعلانه بوده نه فعال یعنی هدفم اثر گذاری نبود. فکر میکردم من تازه رسیده نمی تونم حرفم رو به یه آدم چندین سال بزرگتر از خودم بقبولونم. فقط آروزم این بود زودتر مستقل بشیم و من همین ارتباط رو هم باز کمتر کنم. یکی بیاد منو نصیحت کنه در این مورد!!

الان میگم به خاطر دخترم باید یه اثر مثبت، هر چند کوچیک توی این فضا بگذارم. دوست ندارم فردا دخترم مشابه این فضا رو تجربه کنه. دوست دارم تا اون موقع شرایط بهتر شده باشه. فقط نمی دونم جطوری شروع کنم؟

شما توی چنین جوی بودین؟ جای من بودین چه می کردین؟

بعداً نوشت:

به خاطر صحبت های دختر معمولی عزیز این توضیح رو بدم که منظورم این نیست که فقط خانواده همسر هستند و ایش و .ما الیم و بلیم و اونها جیم بلن.. نه. منظورم از عنوانش این هست که خیلی هم نمی تونم راحت نظرم رو بگم. اگر خواهرم بود راحت باهاش در میون میگذاشتم ولی فامیل همسر بودن رو هم بایست مد نظر قرار بدم در انتخاب راهکار. خلاصه از این حیث صرفا.