ّبسم الله 

برگرفته از اینجا


1. توجه بیش از حد به امیال نفسانی

توجه به نیازهای جسمی و روحی، امری لازم است و بدون آن، مشکلات فراوانی گریبان‌گیر انسان می‌شود؛ اما مهم، رعایت کردن حد و اندازه پاسخ‌گویی است.

اگر پاسخ‌گویی به نیازها، فراتر از نیاز واقعی باشد، باعث آفت‌های فراوانی می‌شود که ضعیف شدن اراده انسان، از آن جمله است. امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید:

هر کس هوای نفسش قوی شود، عزم و اراده‌اش ضعیف خواهد شد.1

خواب، نیاز آدمی است؛ اما خواب بیش از اندازه، دین و دنیای آدمی را خراب می‌کند2 و باعث از دست رفتن اموری می‌شود که در طول روز، امکان جبران آن‌ها نیست.3

خوراک و طعام نیاز انسان است؛ اما زیاده‌روی در استفاده از خوراکی‌ها و نوشیدنی‌ها، باعث ضررهای زیادی می‌شود. رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌فرماید:

إِیَّاکُمْ وَ فُضُولَ المَطْعَمِ فَإِنَّهُ یَسُمُّ الْقَلْبَ بِالْفَضْلَه وَ یُبْطِئُ بِالْجَوَارِحِ عَنِ الطَّاعَه وَ یُصِمُّ الْهِمَمَ عَنْ سِمَاعِ الْمَوْعِظَه؛4

از خوردن بیش از حد بپرهیزید که آن، دل را سخت می‌کند و اعضای بدن را در اطاعت خدا تنبل می‌کند و گوش همت‌ها را از شنیدن پند و اندرز، کر می‌نماید.

اطاعت از شهوات، آدمی را مانند اسیری می‌کند که پیوسته بی چون و چرا به دنبالش می‌دود.5 از طرفی، رشد و تعالی و قوت اراده انسان در این است که با شهوت خود مخالفت کند.6

اگر می‌خواهیم دچار ضعف اراده نشویم، باید در پاسخ‌گویی به نیازها و امیال، حد اعتدال را رعایت نموده و با زیاده‌‌خواهی‌های نفس، مخالفت کنیم، تا از آفات فراوان آن -از جمله ضعیف شدن اراده- در امان بمانیم.

2. کم کاری

کارها از نظر سختی و آسانی متفاوتند، از طرفی اراده نیز دارای درجات متعدد است. هیچ انسانی را نمی‌توان یافت که برای هیچ کار خیری اراده نداشته باشد. هر یک از ما برای انجام برخی کارها اراده‌ای داریم که همان، می‌تواند نقطه شروع تقویت اراده باشد. هر اندازه به آنچه می‌توانیم و آن را اراده داریم، عمل کنیم، اراده ما برای کارهایی که تا به حال نمی‌توانسته‌ایم، تقویت می‌شود. حضرت علی علیه السلام می‌فرماید:

من یعمل یزدد قوه. من یقصر فی العمل یزدد فتره؛7

هر کس عمل کند، قوت او زیادتر می‌شود و هر کس در عمل، کوتاهی کند، سستی و تنبلی او فزونی می‌یابد.

پس یکی از عوامل ضعیف کننده اراده، کوتاهی در اموری است که توان انجام آن را داریم. از همین سستی‌ها است که ناتوانی و تنبلی و کسالت در وجود ما نهادینه می‌شود8  و غم و اندوه را به ارمغان می‌آورد.9

از کارهای کوچک شروع کنید و بر انجام آن‌ها مداومت داشته باشید، تا به کارهای بزرگ موفق شوید. چنانچه در روایات اهل‌بیت علیهم السلام بر این نکته تأکید شده است.10

3. موسیقی

از نظر فقهی، موسیقی مطرب با شرایط خاص خود حرام است و آثار مخرب فراوانی دارد؛ ولی درباره موسیقی مجاز نیز لازم به یادآوری است که انس با این نوع موسیقی، باعث پرورش قوه خیال می‌شود و خیال‌بافی در شخص، جایگزین واقع‌گرایی و تعقل می‌شود و از طرفی موجب تضعیف اراده می‌شود.

امام خمینی قدس سره می‌فرماید:

استاد معظم ما -دام ظله- می‌فرمودند: «بیشتر از هرچه، گوش کردن به تغنیات [=موسیقی‌ها و صداهای غنایی] سلب اراده و عزم از انسان می‌کند».11

موسیقی از اموری است که ممکن است بر حسب طبع، خوشایند باشد؛ ولی مطمئناً انسان را از جدیت بیرون می‌کند و به یک مطلب هزل می‌کشاند. جوانی که عادت کرد چند ساعت را در روز با موسیقی باشد، از مسایل زندگی و از مسایل جدی به طور کلی غافل می‌شود و به آن، معتاد می‌گردد.12

امیر مؤمنان علی علیه السلام می‌فرماید:

مؤمن از لهو [مانند موسیقی] به دور است و با جدیت و تلاش، همراه می‌باشد.13

کسی که به بازی‌ها اشتیاق فراوان داشته باشد و به لهو و سرگرمی‌ها [مانند موسیقی] حرص داشته باشد، هیچ‌گاه تعقل نخواهد کرد.14

دانشمند معروف، الکسیس کارل در کتاب راه و رسم زندگی چنین می‌نویسد:

رادیو و سینما و ورزش‌های نامناسب، روحیه فرزندان را فلج می‌کنند. تجربه نیز ثابت کرده است اشخاصی که زیاد سرگرم موسیقی هستند، اغلب افراد بی‌اراده و مسامحه‌کار و در مقام تعقل و تفکر، راکد و ضعیف هستند و پیشرفت چشم‌گیری در زندگی ندارند.

4. محیط نامناسب

گاهی انسان با افرادی همنشین است که همه اهل هوی، هوس، خوش‌گذرانی، سستی و تنبلی هستند. مجالست با چنین افرادی، قطعاً انسان را سست، تنبل و بی‌اراده می‌کند.

با کسانی رفاقت کنید که دارای هدف، برنامه و جدیت هستند و تلاش و فعالیت روزانه قابل قبولی دارند. با کسانی نشست و برخاست کنید که برای وقت خود و شما ارزش قائل هستند و از شما، موفق‌تر باشند، تا در شما هم انگیزه و اراده قوی بیافرینند.

حواریون از حضرت عیسی علیه السلام پرسیدند: «با چه کسی نشست و برخاست کنیم؟» فرمود:

با کسی که دیدنش شما را به یاد خدا بیندازد و گفتارش بر علم شما بیفزاید و رفتار و عملش شما را به آخرت ترغیب کند.15

یکی از مصادیق دیگر محیط نامناسب محیطی است که در آن به شما «نتوانستن» را تلقین می‌کنند. دائماً به شما با روش‌های مختلف گوشزد می‌کنند که نمی‌توانی و توانایی‌های شما را نادیده می‌گیرند و به شما فرصت و جرأت بروز توانایی‌هایتان را نمی‌دهند. از این محیط‌ها هم باید پرهیز کرد.

5. تلقین‌های منفی

از عوامل مؤثر دیگر در تضعیف اراده، تلقین به نفس است که «اراده من ضعیف است. من ناتوان و کوچک هستم». با توجه به مباحث قبل، به این نتیجه می‌رسیم که ما بی‌اراده نیستیم؛ بلکه اراده انجام برخی کارها را داریم و اراده انجام برخی امور را نداریم، پس هرگز نگویید: من ضعف اراده دارم.

یکی از وظایف پدران، مادران و اولیا و معلمان، القای روحیه «توانستن» به فرزندان و آینده‌سازان است. چه جفایی به فرزندان خود می‌کنند، پدر و مادرانی که اجازه کوچک‌ترین خودنمایی و تحرک و جسارت را به فرزندان خود نمی‌دهند؛ هر گاه که فرزند می‌خواهد کاری بکند و خودی نشان دهد، چه بسا با دلسوزی نابجا اجازه انجام آن کار را نمی‌دهند. باید به فرزندانمان انجام کارهایی را که در حد توان آن‌ها است، اجازه بدهیم؛ هرچند هزینه و خسارت احتمالی هم داشته باشد. با این کار، اعتماد به نفس، جرأت و جسارت مثبت و اراده در فرزندانمان تقویت می‌شود.

اگر «من می‌توانم» را به طور معقول در وجود فرزندانمان نهادینه کنیم، یکی از بهترین گنجینه‌ها را به آن‌ها ارمغان داده‌ایم.

6. کم همتی

یکی از عواملی که اراده انسان را ضعیف می‌کند، کم همتی است. انسان‌های کم همت، انگیزه‌ای برای کار و تلاش و فعالیت ندارند و اراده‌شان تحریک نمی‌شود. حضرت علی علیه السلام می‌فرماید:

هیچ چیز به اندازه همت، انسان را بلند نمی‌کند و هیچ چیز هم به اندازه شهوت رانی، او را خوار و پست نمی‌نماید.16 شجاعت افراد، به اندازه همت ایشان است.17

وجود اهداف و مقاصد ارزشمند و بلند، اراده انسان را تحریک می‌کند و زندگی او را جهت می‌دهد؛ پس سعی کنید در زندگی خود، اهداف معنوی، علمی، اجتماعی و خانوادگی متعدد، منتهی در یک راستا داشته باشید.

7. آرمان گرایی افراطی

یکی از عواملی که در رشد انسان تأثیر بسزایی دارد، نگاه به افق‌های بلند و آرمان‌گرایی و راضی نبودن به وضع فعلی است. انسان‌هایی که به وضع معنوی و روحی و علمی خود قانع هستند و آرمانی را دنبال نمی‌کنند، همیشه ایستا و راکد هستند و چه بسا به عقب هم برگردند.

اما اگر همین آرمان گرایی، شکل افراطی به خود بگیرد و انسان، افق‌هایی را در نظر بگیرد که از توان او خارج است و در راستای آن حرکت کند، موجب شکست و احساس ناتوانی و باعث احساس ضعف اراده می‌شود. پس آرمان‌گرایی معقول و متناسب با ظرفیت و توان، مفید و سازنده است.

پس حتماً آرمانی را در نظر داشته باشید؛ اما آن آرمان باید متناسب با توان و ظرفیت و قابل دسترسی باشد و برای رسیدن به آن آرمان و هدف برنامه‌‌ریزی داشته باشید، به عنوان مثال اهداف کلان را به اهداف کوچک‌تر و جزئی تبدیل کنید و رسیدن به آن هدف کلان را چند مرحله‌ای کنید. با رسیدن به هر مرحله، احساس پیروزی را به خود هدیه دهید، تا در نهایت، به آن هدف کلان برسید؛ مثلاً‌ اگر در نظر دارید به کمال معنوی برسید و هر لحظه به یاد حق تعالی باشید تلاش برای رسیدن به آن را در چند مرحله تعریف کنید، مانند نماز اول وقت، انس روزانه با قرآن، خواندن نماز شب و گفتن برخی اذکار که در روایات وارد شده است، تا کم کم به آن هدف بلند برسید.

8. ترس و نبود اعتماد به نفس

از عوامل مهم دیگر، تضعیف کننده اراده، ترس و نبود اعتماد به نفس در افراد است. ترس از شکست، ترس از سرزنش و تحقیر دیگران، ترس از ضرر و... عواملی هستند که جرأت و جسارت و در نهایت، اراده را از انسان سلب می‌کنند.

 درمان این مشکل بزرگ، خلوص نیت است. اگر کاری را که می‌کنید، برای خدا باشد و با بررسی و مشورت و تدبیر لازم، همراه باشد، مهم نیست که موفق می‌شوید یا نه. اگر شکست هم بخورید، خداوند، شما را به سبب سعی و تلاشتان پیروز محسوب می‌کند؛ همان‌گونه که درباره مجتهد و اجتهاد می‌فرمایند:

مجتهد، اگر در اجتهادش درست عمل کرد، دو اجر دارد و اگر ناخودآگاه اشتباه کرد، یک اجر دارد.18

حضرت علی علیه السلامهم می‌فرماید:

لَا تَخَافُوا فِی اللهِ لَوْمَه لَائِمٍ یَکْفِکُمْ مَنْ أَرَادَکُمْ وَ بَغَی عَلَیْکُمْ؛19

در راه خدا از ملامت و سرزنش دیگران نترسید که خداوند شما را برابر کسانی که اذیت شما را قصد دارند، کفایت خواهد نمود.

در نظر داشته باشید که ترس، یک عیب و کاستی20 و آفت است21 و منشأ آن، سوء ظن به خداوند است22 و از عجز نفس و ضعف یقین سرچشمه می‌گیرد.23

در طرف مقابل، اصل و ریشه قوت قلب و شجاعت، توکل بر خداوند متعال است.24

پس برای خدا و با توکل بر قدرت بی‌انتهای او و فقط برای انجام وظیفه، قدم بردارید و هرگونه ترس و دلهره را به خود راه ندهید.

9. عدم پاسخ‌گویی صحیح به غرائز

یکی از مواقعی که افراد از ضعف اراده خود ناله سر می‌دهند، هنگام  رویارویی با غرائز و شهوات – به ویژه شهوت جنسی- است. هنگامی که این شیر خفته سر بر می‌آورد، بسیاری احساس می‌کنند دیگر اراده و قدرت رویارویی با آن را ندارند؛ در حالی که باید دید آیا واقعاً سرکشی و طغیان و ویرانگری لازمه غریزه است یا این‌که خود ما هستیم که با عملکرد غلط یا پاسخ ندادن به موقع و صحیح و شرعی به غرائز، آن را آماده سرکشی می‌کنیم.

وقتی تنها به سبب قانع نبودن به حداقل‌ها، ازدواج را به تأخیر می‌اندازیم و زمینه پاسخ‌گویی صحیح به این نیاز را فراهم نمی‌سازیم، زمینه را برای چیره شدن غریزه و سرکشی‌های او فراهم می‌سازیم؛ در حالی که مؤمن واقعی بیش از این‌که فراهم بودن همه امکانات و برپایی جشن‌های آن‌چنانی برایش مهم باشد، دوری از معصیت برایش مهم است؛ لذا با حداقل امکانات به راهِ حلال و شرعی کنترل غریزه پناه می‌برد و خود را از این پرتگاه نجات می‌دهد.

حضرت علی علیه السلام می‌فرماید:

غَالِبِ الشَّهْوَه قَبْلَ قُوَّه ضَرَاوَتِهَا فَإِنَّهَا إِنْ قَوِیَتْ مَلَکَتْکَ وَ اسْتَفَادَتْکَ وَ لَمْ تَقْدِرْ عَلَی مُقَاوَمَتِهَا؛25

قبل از این‌که عادت شهوت، قوت یابد، بر او غلبه کن؛ چرا که اگر او قوی شد، مالک تو  و گریبان‌گیر تو می‌شود و تو نمی‌توانی برابر او مقاومت کنی.

10. شکست‌های پیشین

انسان در انجام هر کار، اگر موفق شود، امید و نشاط و احساس توانایی در او تقویت می‌شود؛ اما اگر به هر دلیل در آن کار، موفق نگردد، ناامیدی و کسالت و احساس ضعف اراده به او دست می‌دهد.

یکی از عوامل ضعیف شدن اراده‌ها شکست‌های پی در پی پیشین است. با هر شکست، احساس ناتوانی و ضعف اراده در انسان تقویت می‌شود و ناامیدی به انسان هجوم می‌آورد که به فرموده حضرت علی علیه السلام بزرگ‌ترین بلاها26 و منشأ تفریط و کم‌کاری می‌باشد؛27 در حالی که اگر این قاعده طلایی را در نظر داشته باشیم که «ما مأمور به وظیفه‌ایم نه به دست آوردن نتیجه» دیگر شکست، معنا نخواهد داشت و همه کارها به این‌ دلیل که انجام وظیفه بوده پیروزی است.

اگر هم در فعالیت‌های قبلی کوتاهی بوده با استغفار و توبه، رفع خواهد شد؛ چرا که خداوند تبدیل کننده سیئات به حسنات است. مهم نیست که شما شکست خورده‌اید. مهم آن است که تنبل و بی‌کار نبوده‌اید و تلاش و کوشش کرده‌اید و کارتان هم بی‌نتیجه نبوده است و حداقل برای شما تجارب مهمی را در پی داشته است. پس دست از تلاش برندارید و با مشورت و فکر و تدبیر درست، به دنبال فعالیت جدید باشید و فقط به انجام وظیفه فکر کنید، مطمئن باشید شما هم مثل دیگران توانایی و استعدادهایی دارید که اگر آن‌ها را شناختید و در راستای آن‌ها قدم برداشتید، حتماً پیروز خواهید شد.

11.‌ ضعف‌های جسمانی

یکی دیگر از دلائل ضعف اراده، ضعف جسم است. در نظر داشته باشید که عقل سالم و روحیه قوی و نشاط کاری و انرژی لازم برای انجام کارها در بدن سالم و قوی نهفته است.28 اگر جسم انسان ضعیف و کم تحرک باشد، احساس ناتوانی و ضعف در روحیه انسان زیاد می‌شود. حکما فرموده‌اند: اگر برخی اخلاط مانند بلغم در خون انسان زیاد شود، موجب احساس رخوت و سستی و ضعف ‌اراده می‌شود؛ لذا لازم است به بعد جسمی نیز توجه ویژه شود و در همین راستا به فعالیت بدنی، ورزش و تغذیه مناسب اهمیت بدهید.

از جمله ورزش‌هایی که در تقویت جسم و همچنین تقویت اراده نقش بسزایی دارد کوهنوردی است. این‌که شما مقصد بلندی مانند قله کوهی را در نظر بگیرید و برای فتح آن سختی بکشید و بدنتان را به زحمت بیندازید و آن را فتح کنید، در تقویت اراده شما بسیار مؤثر است. یکی از بزرگان اخلاق می‌فرمود:

با هر قدمی که در دامنه کوهی بر می‌دارید، اراده شما درجه و ذره‌ای قوی می‌شود.

با امید به این‌که توانسته باشیم راهنمایی لازم را به شما خواننده گرامی هدیه کنیم، کلام را با این جمله حکیمانه خاتمه می دهیم که: «خواستن، توانستن است».

پی نوشت ها:

1. غررالحکم، عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، قم، دفتر تبلیغات، 1366 ش، ح 7959.

2. ابی عبدالله7 قال: «کَثْرَه النَّوْمِ مَذْهَبَه لِلدِّینِ وَ الدُّنْیَا»( کافی، کلینی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365 ش، ج 5، ص 84).

3. قال علی علیه السلام:  «من کثر فی لیله نومه فاته من العمل ما لا یستدرکه فی یومه» (غررالحکم، ح 7386).

4. بحارالانوار، علامه مجلسی2، مؤسسه الوفاء بیروت،‌ 1404 ق، ج 69، ص 199.

5. قال علی علیه السلام: «عبد الشهوه أسیر لا ینفک أسره» (غررالحکم، ح 6967).

6. قال علی علیه السلام: «الرُّشْدُ فِی خِلَافِ الشَّهْوَه» (بحارالانوار، ج 75، ص 53، ‌ح 87).

7. غررالحکم، ح 2802 و 3008.

8. قال علی علیه السلام: «مِنَ التَّوَانِی یَتَوَلَّدُ الْکَسَلُ» (غررالحکم،‌ ح 10621).

9. قال علی علیه السلام: «مَنْ قَصَّرَ فِی الْعَمَلِ ابْتُلِیَ بِالْهَم» (نهج البلاغه، حکمت 121).

10. ر.ک: ثواب الاعمال، ج 1، ص 62؛ تحف العقول، ص 17.

11. چهل حدیث امام خمینی1، ص 60.

12. صحیفه نور، ج 8، ص 198.

13.غررالحکم، ص 89.

14. مستدرک‏الوسائل، ج 13، ص 220.

15. کافی، ج 1، ص 39.

16. قال علی علیه السلام: «ما رفع امرأ کهمته و لا وضعه کشهوته» (غررالحکم، ح 6968).

17. قال علی علیه السلام: «شجاعه الرجل علی قدر همته» (غررالحکم، ح 10267).

18. عن النبی6: «من اجتهد فأصاب فله أجران و من أخطأ فله أجر واحد» (صراط المستقیم، علی بن یونس نباطی بیاضی،‌ نجف،‌کتابخانه حیدریه، 1384 ق، ج 3، ص 236).

19. بحارالانوار، ج 75، ص 99.

20. الامام علی علیه السلام: «الْجُبْنُ مَنْقَصَه» (نهج البلاغه، حکمت 3).

21. الامام علی علیه السلام: «الجبن آفه» (غررالحکم، ح 7673).

22. الامام علی علیه السلام: «الجبن و الحرص و البخل غرائز سوء یجمعها سوء الظن بالله سبحانه» (غررالحکم، ح 6514).

23. الامام علی علیه السلام: «شده الجبن من عجز النفس و ضعف الیقین» (غررالحکم، ح 5662).

24. الامام علی علیه السلام: «أصل قوه القلب التوکل علی الله» (غررالحکم، ص  197).

25. غررالحکم، ح 4884.

26. حضرت علی علیه السلام:  «أعظَمُ البَلاءِ انقِطاعُ الرَّجاءِ»  (غررالحکم، ص83).

27. حضرت علی علیه السلام: «فی القُنوطِ التَّفریطُ» (بحارالأنوار، ج ٧٧، ص ٢١١).

28. بدیهی است که مقصود از ضعف جسم، ضعف قوای جسمی است و منظور، نقص عضو نیست؛ لذا چه بسیار افرادی که دچار نقص عضو هستند ولی جسم قوی دارند و از اراده قوی نیز برخوردار هستند و موفقیت‌های چشمگیری نیز دارند.