۵ مطلب با موضوع «من و ارتقای شغلی :: من و تدریس» ثبت شده است

کاش حداقل بدانی چه طور بپرسی

بسم ا... 

یکی از مشکلاتی که با دانشجوها دارم، و نسل به نسل هی مکرراً تلاش میکنم ولی یک دور باطل است چون فایده ای ندارد این است:

اینکه بدانند چه چیز بپرسند و چطور؟ 

اینکه کمی، فقط کمی فکر کنند قبل از اینکه بپرسند. آن هم در هر قدم. بدون هیچ تلاشی. عین یک ربات بدون نیروی تعقل! 

و اگر مثال اش را بزنم شما هم مثل الان من بر آشفته می شوید:

مکرراً پیش می آید که دانشجویی، برنامه ای را اجرا کرده و برنامه "یک خطای کلی" داشته است؛ مثل اینکه کل فایل اجرایی، crash کرده و پیغامی توسط ویندوز نمایش داده شده است. بعد ایمیل دانشجوی مربوطه این است: فایل عکس خطا به انضمام اینکه استاد من اینو چیکارش کنم؟! فقط همین!!

خوب بنده ی خدا، به نظرت من علم غیب دارم که داشتی چی کار می کردی که اینطوری شده؟ یعنی از روی متن خطا متوجه نمیشی که "هیچ چیز بخصوصی" نمایش داده نشده و نمیشه از روی عکس "یک خطای عمومی" حدس زد مشکل چی بوده. حداقل بایست بگی به ازای فلان ورودی و فلان عمل من به این منتهی شد که من حداقل بتونم حدس بزنم؟!

بعد تازه فکر میکنند که اساتید تسلط لازم رو ندارند و وظیقه استاد رفع عیب کارهای اونها به صورت گام به گام که نه، به صورت نیمه گام به نیمه گام هستش! 

اصلاً آدم از صرافت بیان تئوری شیرین کار میافته!

و از کوره در میروم چون این نوع سئوال، بارها و بارها تکرار میشه. قدم به قدم، برای هر کاری. هزار بار گفته ام بایست حداقل درست خطاها رو گزارش کنین ولی توی مغزشون فرو نمیره. به نظرتون این به چه چیزی برمیگرده؟!

دیگه انتظارم از اینکه یه جستجوی ساده بکنن خیلی انتظار بیهوده ای هست چون وقتی می بینم چی رو جستجو کردند میخوام سرم رو بکوبم به دیوار!

مثل اینکه از گوگل بپرسی: چطوری خطای پروژه ام رو درست کنم!؟ در این حد سرچ مزخرفی میکنند. اون هم عموماً به فارسی!

یعنی اینها چی فکر می کنن پیش خودشون!

بعد اینقدر این نفهمیدنه به نظرم غیرقابل تحمل میاد که جوش میارم وقتی ایمیل های این چنینی دریافت میکنم.

تازه یه سری هاشون با استاد دیگه ای درس دیگه ای دارن و روی نرم افزاری شبیه سازی می کنن که به فیلد من هم هیچ ربطی نداره، بعد به من هم ایمیل میزنند این خطا رو چیکارش کنم؟! 

هیچ وقت یادم نمیاد چنین عملی رو خودمون انجام داده باشیم. حتی هیچ وقت هم برای خطاهای چنینی به خودمون جرات نمیدادیم که شان استاد رو تا این حد پایین بیاریم و سراغ استاد نمی رفتیم.  

تازگیا به این نتیجه رسیدم نسل ما حداقل می دونست چی رو نمی دونه و چی رو بایست از کی بپرسه و اینکه درست سئوال می کرد!! 

هیعییی... چی شد که اینطوری شد!؟

۸ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
محبوب حبیب

حس خوب

بسم ا... الرحمن الرحیم


خیلی حس خوبیه وقتی یه ورودی توی جشن فارغ التحصیلی شون به طنز از همه استادها انتقاد کنن چه از بعد علمی، چه روش تدریس، چه بعد اخلاقی و ... و توی خاطره گویی شون همه رو به خنده بندازن.

بعدش بگن

تنها استادی که توی گروه تلگرامی هر چی سعی کردیم ایرادی ازش بگیریم هیـــــــــــــــــــــــــچ کس نتونست هیـــــــــــــــــــچ ایرادی پیدا کنه،

کسی

نیست 

جز...

.............

کی؟

کسی که جرات نداشتیم کلاس هاش رو نریم ولی هیچ نقدی هم بهشون نداریم از بس خوب درس میدادند. 

ازشون خیلی چیزها یاد گرفتم

خانم....


به نظرتون کی؟ 

...........

خوب معلومه؟  :دی 


معلومه کی نیشش تا بناگوش باز شده؟

و کی خستگی چهارسالش نابود شده؟

و کی خیلی خیلی از ته دل خوشحال شده که زحمت هاش دیده شده

و کی مطمئن تر شد که آفریده شده برای استاد شدن

و کی انگیزه اش بیشتر شده که تلاش کنه امتیازهاش رو بیاره و تثبیت کنه شغلش رو

و کی چند وقته خیلی خیلی خوشحاله :) 


معلومه؟

پ.ن: این اولین ورودی ای بود که ما داشتیم و فارغ التحصیل شان نمودیم. 

خدایا شکرت. 

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محبوب حبیب

پایان ترم

بسم الله


همیشه بازه پایان ترم برای من خیلی بد بوده


تصحیح کردن برگه ها را خیلی خیلی طول میدهم


برای هر برگه ای غصه میخورم


چرا اینها را اشتباه نوشته اند.


بیشتر جوابهای پرت ناراحتم می کند. چقدر من این را توضیح دادم؟! وای چقدر خسته و کوفته از سر کلاس می آمدم. یک نفس هم استراحت نداشتم سر کلاس.


چرا نسل فعلی اینقدر راحت طلب اند.


اصلا اصول اولیه مهندسی فلان رشته را یاد نگرفته اند!! اینها فردا چطوری میخواهند کار کنند؟


راستش هوش شان خیلی کم است. نه می شود سطح را خیلی پایین آورد چون حداقلهای رشته مهندسی فلان همین هاست. 


کاش میشد برخی رشته ها را خاص دانشگاه های رتبه بالاتر می کردند. این دانشجوهایی که من دارم با داشتن این مدرکها گلی به سر کشور نخواهند زد. بهتر بود کلا رشته ی دیگری انتخاب می کردند. 


این درد دل کل همکاران فنی مهندسی مان است. هیچ کدام از دانشجوها به وجود نمی اییم. خیلی به ندرت. در هر 4 سال یک نفر!! 


سر هر سئوالی یک عالمه فکر می آید سراغم ناخودآگاه.


و می بینم شب شده و من هنوز یک سری برگه را تمام نکرده ام! 


و بدتر از آن پرم از احساس های منفی. 

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محبوب حبیب

ترم نفس گیر

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
محبوب حبیب

این روزها...

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
محبوب حبیب