۳۲ مطلب با موضوع «من و دین» ثبت شده است

حلم

بسم ا... الرحمن الرحیم


این روزها وسط اجراهای برنامه و ... وب گردی میکنم!

این متن را خیلی دوست داشتم.

از استاد شجاعی

وب اصلی را اینجا می توانید ببینید


حلم آدمی را بهشتی می‌کند. وقتی کنار شخص حلیم هستید، احساس امنیت و آرامش دارید. یعنی دیگران از شر او در امان هستند. از سوءظن‌ها، پرخاشگری‌ها، زودرنجی‌ها، عصبانیت‌ها و دلخوری‌ها به دور هستند. چون آدم حلیم، شخصیت محکم و قدرتمندی دارد، به راحتی چیزی به او برنمی‌خورد. به همین دلیل است که می گویند آدم حلیم بوی بهشت را می‌دهد.

 گاهی ممکن است انسان در فراز و نشیب‌های زندگی، چند خصوصیت‌ اخلاقی خود را نابود کند، اما وقتی تعداد زیادی از صفتهای خوب را داشته باشد، مثل چتربازی است که چترش دهها طناب دارد و اگر چند طناب هم در آسمان پاره شود، حتی با دو سه طناب می تواند خودش را به سلامت به زمین می‌رساند.


اما اگر ما عوامل شباهت به معصومین را کم داشته باشیم، در فراز و نشیب زندگی ممکن است آنها را هم از دست بدهیم و دیگر نقطه اتصالی به معصومین نداشته باشیم. در برزخ هم نمی‌توانیم بهره‌ای از آنها ببریم. پس این فقط خانواده آسمانی ما نیستند که باید حلیم باشند. بلکه ما هم باید حلیم باشیم. این بسیار مهم است.

حلم و خویشتنداری در مقابل هیجانات، زودرنجی ها، عصبانیتها، و حساسیت ها آن قدر مهم است که اگر کسی این صفت را نداشته باشد، اصلاً هیچ حرکتی به سمت خانواده آسمانی‌اش ندارد.

اگر حلیم نباشی، نه همسر خوبی هستی؛ و نه برای پدر و مادرت فرزند خوبی هستی؛ نه برای مدیر بالا دستت، زیردست خوبی هستی؛ و نه برای خدا بنده خوبی هستی. وقتی هم که به حج می‌روی، همه‌ اعمالت باطل می‌شود، نماز می‌خوانی همه‌اش باطل می‌شود.

حتی وقتی به زیات امام رضا علیه السلام می روی، اگر حلم نداشته باشی، به جای اینکه حضرت تحویلت بگیرد، لعنتت می‌کند. خود امام رضاعلیه السلام فرمود: «اگر یک شیعه‌ای دریده است، من نفرین‌اش می‌کنم». وقتی کسی این طور منفور امام باشد، چطور می‌تواند با این خانواده محشور شود. از این رو، ما چاره‌ای نداریم جز اینکه حلم را به زندگی خودمان وارد کرده و بر شخصیت خود غلبه دهیم.

شرط حفظ عبادت، حلم و بردباری است

امام رضا علیه السلام می فرماید: « لَا یَکُونُ الرَّجُلُ عَابِداً حَتّى یَکُونَ حَلِیماً= انسان از زمره عابدان محسوب نمى‌شود تا این‌که حلیم و بردبار باشد».

اگر کسی می‌خواهد اهل عبادت باشد و عبادت و ذکرش بماند، زیارتش بماند، حجش بماند، کربلایش بماند، و نمازش تأثیر داشته باشد، باید حلیم باشد؛ یعنی باید بردبار باشد و بتواند جلوی حمله احساساتش را بگیرد. این یک شرط مهم است.

در روایت داریم که برای بنده هیچ عملی نمی‌ماند، مگر اینکه سه خصلت را داشته باشد. یکی از آن‌ها این است که  بتواند از کنار جهل افراد جاهل عبور کند: «و حِلمٌ یَرُدُّ بِهِ جَهلَ الجاهِلِ= و بردبارى اى که با آن گستاخى نادان را دفع سازد». این، یکی از سه پایه اصلی است که اگر کسی نداشته باشد، تمام اعمال و زحماتش از بین می‌رود. مثل یک بچه شش ماهه می‌ماند که در شکم مادرش سقط می‌شود. بدون حلم و خویشتن‌داری نمی‌توانیم هنگام وفات، سالم وارد برزخ شویم.  

حلم، مثل سپر ضدضربه ای است که وقتی چیزی به آن می‌خورد، برمی‌گردد. مثلاً خانمت، پدر و مادرت، همسرت، خانواده همسرت یا کسی یک رفتار تندی کرد، وقتی به تو می‌خورد، باید آن را برگردانی. اما اگر به تو خورد و تکانت داد، یعنی سقوط کردی.


حتی اگر بردبار نیستی، خود را بردبار نشان بده

 حلم هم آموزشی است و به تمرین نیاز دارد. حضرت امیر علی علیه السلام می فرماید: «إِنْ لَمْ تَکُنْ حَلِیماً فَتَحَلَّمْ= اگر حلیم نیستی خودت را به حلیم بودن بزن»، یعنی ادای آدمهای حلیم را در بیاور.

در روایت داریم «کسی که خودش را شبیه هر گروهی می‌کند، نزدیک است که از آن‌ها باشد»؛ و نیز نقل شده معصوم علیه السلام می فرماید لباس دشمنان من را نپوشید و غذای دشمنان من را نخورید. چون کسی که خودش را به شکل دشمنان اهل بیت در می‌آورد، هممین، او را از آنها می‌کند. این طرز لباس پوشیدن، چینش و دکوراسیون خانه، طرز مهمانی رفتن، طرز غذا خوردن، کم کم تو را از آنها می‌کند. نقطه برعکسش هم وجود دارد. اگر شما خودتان را شبیه انبیا و ائمه در بیاورید. در لباس پوشیدن، حرف زدن، راه رفتن، سلام و علیک کردن، مهمانی و در هر چیزی خود را شبیه آنها کنی، کم کم می‌بینی که اینها جزء خلقیات تو شد؛ یعنی بی‌زحمت این اتفاق می‌افتد.

شباهت ظاهری یک سلسله قدرت و سپر برای انسان می‌آورد. حال وقتی انسان تمرین می‌کند که حلیم باشد، ممکن است اگر  کسی در حقش ظلم کند یا بچه‌اش شیطانی کند، بلند شود برخوردهای خیلی بدی هم بکند، ولی جلوی دیگران خجالت می‌کشد و برخورد بد یا تند نمی کند.

اینکه حضرت می فرماید: «خودش را به حلم بزند»، یعنی همین تمرینها را انجام بدهد. مضافاً اینکه کسی که توحیدش قوی است، اگر بخواهد عصبانی شود یا پرخاشگری کند، حواسش هست که خدا، فرشته ها، اهل بیت و امام زمان دارند نگاهش می‌کنند. همین حس و توجه داشتن، باعث می شود که هر برخوردی نکند.

انحراف‌های اعتقادی و اخلاقی ریشه در ضعف توحیدی دارد

نگاه توحیدی، آدم را می‌سازد. انسان هر چقدر توحیدش را قوی‌تر کند، توانایی و قدرتش برای متصف شدن به صفات الهی قوی‌تر می‌شود و اسماء الهی را بهتر جذب می‌کند.

مثلاً اگر می خواهی وسواس و عصبانیت را از خودت دور کنی، توحیدت را قوی کن. به جای اینکه دائماً بخواهی با دیگران بجنگی توحیدت را قوی کن. زیرا اگر غیر این عمل کنی، یک جائی نیرو و توان مقابله‌ات تمام می‌شود. پس بهتر است ریشه را حل کنی و توحیدت را قوی کنی تا  دیگر نه افکار منفی داشته باشی، نه وسوسه ای به سراغت می‌آید.

ادامه مطلب...

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محبوب حبیب

برکت در زندگی

بسم ا.. الرحمن الرحیم


و انسان همیشه نیازمند تذکار و یادآوری است..


بعضی از گم شده های من که برکت در زندگی ام را کم کرده اند:


حضرت فاطمه زهرا (س) می‌فرماید که از پدرم رسول خدا (صل الله علیه و آله) پرسیدم: «کسی که در خواندن نماز سستی بورزد و در اقامه آن کوتاهی کند،‌ چگونه است؟» آن حضرت فرمود: «چنین شخصی به شانزده خصلت در دنیا و آخرت، مبتلا می‌شود: پیامد نخست از پیامدهای منفی دنیایی بی‌توجهی به نماز، این است که «یَرْفَعُ اللهُ الْبَرَکَةَ مِنْ رِزْقِهِ؛ خداوند برکت را از روزی او برمی‌دارد. پیامد دوم آن این است که «یَرْفَعُ اللهٌ الْبَرَکَةَ مِنْ عُمْرِهِ؛ خداوند، برکت را از عمر او می‌گیرد.»



رسول خدا (صل الله علیه و آله) فرمود: «مَنْ حَبَسَ عَنْ اَخِیهِ الْمُسْلِمِ شَیْئاً مِنْ حَقٍّ حَرَّمَ اللهُ عَلَیْهِ بَرَکَةَ الرِّزْقِ اِلَّا اَنْ یَتُوبَ؛۲۱ کسی که حق برادر مسلمان خود را ندهد،‌ خداوند، برکت را از روزی [او] برمی‌دارد،‌ مگر اینکه توبه [و آن را جبران] کند.»



امام صادق (علیه السلام) در روایتی چنین فرمود: «اَیُّمَا مُؤْمِنٍ خَضَعَ لِصَاحِبِ سُلْطَانٍ أوْ مَنْ یُخَالِطُهُ عَلَی دِینِهِ طَلَباً لِمَا فِی یَدَیْهِ مِنْ دُنْیَاهُ اْخْمَلَهُ (اَهْمَلَهُ) اللهُ وَمَقَتَ عَلَیْهِ وَوَکَلَهُ اِلَیْهِ فَاِنْ هُوَ غَلَبَ عَلَی شَیءٍ مِنْ‌ دُنْیَاهُ وَصَارَ فِی یَدِهِ مِنْهُ شَیءٌ نَزَعَ اللهُ الْبَرَکَةَ مِنْهُ؛ هر مؤمنی که برای صاحب سلطه و یا کسی که در آمیختن با آن به ضرر دینش است، تواضع و فروتنی کند و منظورش از این فروتنی به دست آوردن چیزی باشد که در دست اوست، خدواند او را رها کرده، بر او خشم می‌گیرد و او را به همان شخص وا می‌گذارد. و اگر حتّی [مالی از این راه به دست آورد و] از دنیای این افراد چیزی به او برسد،‌ خداوند برکت را از آن مال برمی‌دارد.»


حضرت علی (علیه السلام) فرموده است: «اَلْبَیْتُ الَّذِِی لَا یُقْرَاُ فِیهِ الْقُرْآن وَلَا یُذْکَرُ اللهُ فِیهِ تَقِلُّ بَرَکَتُهُ وَتَهْجُرُهُ الْمَلَائِکَةُ وَتَحْضُرُهُ الشَّیَاطِین؛ خانه‌ای که در آن،‌ قرآن تلاوت نشود و یاد خداوند نباشد،‌ ‌برکتش کم می‌شود و فرشتگان از چنین خانه‌ای دوری می‌کنند و شیاطین در آن حاضر می‌شوند.»


پیامبر گرامی اسلام فرمودند :
در پى روزى و نیازها، سحر خیز باشید؛ چرا که حرکت در آغاز روز، [مایه] برکت و پیروزى است.




پیامبر گرامی اسلام فرمودند :
نیکى و نیکوکاران را دوست بدارید. سوگند به آن که جانم به دست اوست، برکت و تندرستى، با نیکى و نیکوکاران است.



یامبر گرامی اسلام فرمودند :
نماز شب، موجب رضایت پروردگار، دوستى فرشتگان، سنت پیامبران، نور معرفت، ریشه ایمان، آسایش بدن‏ها، مایه ناراحتى شیطان، سلاحى بر ضدّ دشمنان، مایه اجابت دعا، قبولى اعمال و برکت در روزى است.


امام رضا (علیه السلام ) فرموده است: خداوند به یکی از پیامبران خویش وحی فرستاد:

اذا اطعت رضیت، واذا رضیت بارکت، ولیس لبرکتی نهایة. [2]

هرگاه من اطاعت شوم، رضایتمند می گردم و آنگاه که از کسی خرسند و رضایتمند شدم، به زندگی او برکت خواهم داد و برکتی هم که از جانب من باشد، پایان نخواهد داشت.


۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
محبوب حبیب

رنج زیستن

بسم ا... الرحمن الرحیم


دو تا نوشته ی خیلی خوب هست که دوست داشتم اینجا هم با دوستان گلم به اشتراک بگذارم. 

یکی اش مقاله ای هست راجع به رنج از نگاه مولانا و بررسی رنج هایی که خود آدمی مسبب آنهاست و رنج مخربه و بررسی رنج هایی که خداوند در زندگی ما قرار میده و رنج سازنده است:

http://www.sid.ir/FileServer/JF/32513860410


دومی هم سخنان حجت الاسلام پناهیان هستش در بیان اینکه زندگی یعنی مدیریت رنج!

 انسان با رنج به دنیا می‌آید؛ البته هنرش این است که با رنج از دنیا نرود


https://www.mashreghnews.ir/news/639210/%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D9%86%D8%AC-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%84%D8%B0%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D9%86%D8%AC-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C


این هم لینک فایل صوتی وPDF همین سخنرانی

http://bayanmanavi.ir/post/3323

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
محبوب حبیب

ز دور باده به جان راحتی رسان ساقی. که رنج خاطرم از جور دور گردون است

بسم ا... 

خدایا

باز آمده ام تا با تو واگویه هایم را بگویم



از کم صبری هایم

تنهایی هایم

از غمهایی که نمی توانم بگویم

از بن بستهایی که طاقت شان را ندارم

از توان کمم

عقل محدودم

 

امدم بگویم

که حواسم هست 

اگر محبت تو به من در همه این سالها نبود

من هییییچ بودم


خدایا

خدای مضطران

خدای بی کسان 

خدای تنهایان

دستهایم را میگیری؟ 


تحملم طاق شده

مشکلات زیاد خانواده خودم کم صبرم کرده

امیدم

امیدم.‌... مهم ترین چیزی که داشتم

و شاید مهمتربن وجه تمایز اصلی من با بقیه خانواده

تنها منبعی که باعث تلاش و جنگندگی ام میشد

بله امیدم...

امیدم دارد از دست میرود

خسته شده ام


خدایا..

نیازمند رحمت تو ام باز

مثل میلیون ها بار بیش.


خدایا انیسم باش

هستی. 

میدانم

فقط حتی لحظه ای هم دستم را رها نکن


مرا به خودم واگذار نکن

کمکم کن باز بلند شوم


دلم یک خواااب عمیق میخواهد

از خوابهایی که خستگی های عمیق فکری را هم از بین ببرد

و باز با امید بلند شوم

با تو در لحظه لحظه ام

دست در دست تو


تو میدانی تلاشهایم هیچ یک ثمر نداده اند. 

گمان میکنم یاد تو کمرنگ بوده. از تو کم مدد خواسته ام. به عقل ناقصم بیشتر تکیه کرده ام

مرا ببخش.

بنده ی ناسپاس تو.

۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
محبوب حبیب

تو چه آیتی خدا را؟

بسم الله الرئوف بالعباد


این روزها که شب های قدر را سپری کردیم،

به واسطه تعطیلات فرصتی شد تا فکر کنم

تا فقط کمی برگردم به خودم

از مسلمانی خودم بی نهایت شرمنده ام


اعتراف میکنم

واقعیت این است

که مسلمان نیستم


مگر به لغلغه زبان


هزاران صفت خداوند را در جوشن مرور می کنم

اما بیشترش برایم نامانوس است


و میدانم که خداوند آینه جمال خود میخواهد

نه فردی با صفات من.


می بینم که هیچ، خدایی نشده ام

هیچ محور تصمیم هایم خدا نیست

رنگ خدا در زندگی ام و تصمیم هایم و انتخاب هایم کجاست؟


اصلا نمی شناسم اسلام را

شیعه را که دیگر هیچ.

آنچه می شناختم اسلام نبوده.

ورژن خود ساخته ی راحت شده ی دنیایی شده اسلام است که از اصل و معنا خالی شده تا بشود با آن دنیا را بیشتر داشت!


شیعه که دیگر هیچ! چرا که شیعه بودن از مسلمان بودن صد درجه سخت تر است.


و حالا با گوشت و پوستم درک می کنم که چرا جمعیت واقعی شیعه هنوز به همان 313 نفر یار واقعی هم نرسیده. 


-----------------------------

از علی که سخن به میان می آید

دهانم به تعجب باز می ماند


که اگر این علوی بودن است، 

من که 180 درجه عکسم!!


و شرمنده ام

که ادعا داشتن

و باور داشتن به اینکه آنچیزی که فکر میکنم این دین است

باعث شده از دین اصلی انقدر دور باشم که گویی کفر از ایمان

---------------------------------

این روزها فکر میکنم

اگر علی زمامدار حکومت بود

چه بسا خود من منتقد جدی بودم

که این چه سبک مدیریت است؟!

این چه مدل اقتصادی است؟ 

---------------------------------

امیری که بدون بادی گارد در کوچه های شهر می گردد، 

می شوند فروشنده ای خرمای بد کنیزی را پس نمی گیرد.

و فقط میخواهد میانجگری کند

نه دستور میدهد

نه سرباز راهی می کند

نه حتی خودش را معرفی می کند که هی. ما امر میکنیم چنین کنی و چنان

و نه وقتی از فروشنده بد می شنود و جسارت و ضرب و شتم می بیند،

کاری از سر خشم می کند.

در حالی که قدرت دارد

در حالی که در اوج قدرت است.

---------------------------------

و من با این دین من در آوردی غلط، حق دارم نفهمم چرا بایست کاخ نشین نباشد وقتی اینقدر دشمن دارد؟ 

اصلاً هر فرمانروایی مگر می شود کاخ نشینی را حق مسلم خود نداند؟

به راحی می تواند اینطور فکر کند که من قیامی راه انداخته ام برای حق، و برای اینکه به ثمر بنشیند خود بایست زنده باشم. پس...

این روزها اگر زمام داری چنین برخوردی کند چه می گویند؟ 

میدانی که آن وقت ها هم می گفتند "علی" به درد ریاست نمی خورد؟!!

به همین خاطر خانه نشین اش کردند.

---------------------------------


آه، از کسی غیر از علی اینقدر قاطعیت بر می آید که لغزش در بیت المال را از هیچ کس نپذیرد.

که به وضوح ببیند کاخ ها از ویران کردن کوخ ها آباد شده اند.

که درد را از نزدیک لمس کرده باشد

که در کل عمرش، نان نرم نخورده باشد! 

قلبم از شدت غم میخواهد بترکد

از بزرگی امیری که حق است اگر بگویم خدا در او تجلی یافته


-----------------------------------------

شرمنده ام.


شرمنده ام وقتی خودم را با شیعه واقعی مقایسه می کنم. 

شرمنده ام وقتی میدانم که همین امثال من بوده اند که نتوانسته اند در هیچ دوره ای از تاریخ

یار باشند

و اجازه داده اند تا امامان مان را شهید کنند

و حتی به بدترین وضع ممکن

و با بدترین جنایات

---------------------------------

این همه غم و قصه بر دلم آوار می کنم که چه؟

که یادم نرود دلم نیاز به یک انقلاب درونی دارد

که رویم بشود برای فرج دعا کنم.


---------------------------------

مدتهاست که آرزوی فرج از بزرگترین آرزوهایم شده. 

چرا که اینهمه ظلم و فساد را

که گلویم را سخت فشار می دهند

و از همه طرف فقط بحث فساد مالی مدیران را می شنوم و بچاپ بچاپ ها

و از طرف دیگر فقر و هزاران مشکل ناشی شده از فقر را

که به واسطه بودن در این شهر با گوشت و پوستم حس میکنم،

این فسادها را

 فقط کسی چون علی 

میتواند ریشه کن کند

و شیعه واقعی علی


اما اگر امروز کسی چون علی یک روز رفتار کند،

آیا فردایش زنده است؟

چقدر مدافع دارد؟ چقدر تنهاست؟ 

و چطور انتظار دارم 

خداوند فرج مهدی را برساند؟


خدایا 

کمکم کن رنگ فراموشی نگیرد افکارم به واسطه مساله ای که در جسم من برای حافظه ام پیش آمده

و همت ام را بلند گردان

و مرا از بند غمهای روزمره

و رنج های بیهوده برهان


خدایا بی تاب ام که این روزهایم تمام شود و بتوانم باز بشوم بنده خودت

و سعی ام 

و زمان ام

برای چیزهایی صرف شود که بایست


و روحم برای غم هایی رنج ببرد که راهگشا باشد

نه غم هایی که مثل باتلاق مرا به درون بکشاند


خدایا مرا از خودم برهان

کمکم کن که صدها کیلومتر از محبوب قبلی فرار کنم

و به سوی خودت

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
محبوب حبیب

وقتی از تن ها بلا خیزد...

حضرت علىّ بن موسى الرضا علیهما السلام هر گاه مى ‏خواستند بر کسى وارد شوند که از او بیمِ (گرفتارى) داشتند، این دعا را مى‏ خواندند:

أَللَّهُمَّ یَدُکَ فَوْقَ یَدِهِ، وَسُلْطانُکَ أَعْظَمُ مِنْ سُلْطانِهِ. أَللَّهُمَّ إِنّی أَدْرَأُبِکَ فی نَحْرِهِ، وَأَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّهِ، وَأَسْتَعینُ بِکَ عَلَیْهِ، وَأَلْجَأُ إِلَیْکَ مِمَّا أَشْفَقْتَ عَلى نَفْسی مِنْهُ.

   أَللَّهُمَّ فَکُنْ عِنْدَ ظَنّی بِکَ فیما لَمْ أَجِدْ فیهِ مَفْزَعاً غَیْرُکَ، وَلا مَلْجَأً سِواکَ، فَقَدْ عَلِمْتَ أَنَّ عَدْلَکَ أَوْسَعُ مِنْ جَوْرِ الْجآئِرینَ، وَإِنْصافَکَ مِنْ‏ وَرآءِ الظَّالِمینَ، فَأَجِرْنی مِنْهُ یا إِلهَ الْعالَمینَ بِحَقِّکَ عَلَیْکَ، فَإِنَّ أَحَداً لایَعْرِفُ حَقَّکَ حَسَبِ مَعْرِفَتِکَ بِحَقِّکَ.

   حَسْبی أَنْتَ یا اَللَّهُ، حَسْبی أَنْتَ یا اَللَّهُ، حَسْبی أَنْتَ یا اَللَّهُ، وَمَنْ یَتَوَکَّلْ ‏عَلَیْکَ فَأَنْتَ حَسْبُهُ، بِذلِکَ جَرى وَعْدُکَ، وَنَطَقَ کِتابُکَ، وَأَنْتَ أَوْفَى ‏الضَّامِنینَ، سُبْحانَکَ رَبِّ الْعالَمینَ، وَصَلَّى اللَّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ.(4)

خداوندا؛ دست تو بالاى دست او، و نیروى تو نیرومندتر از نیروى او است. خداوندا؛ به وسیله تو، او را دور کرده و به خودش بر مى ‏گردانم، و از شرّ او به تو پناه مى ‏برم، و به واسطه تو بر او یارى مى‏ جویم، و از آنچه بر خودم مى ‏ترسم از ناحیه او به تو پناهنده مى ‏شوم. خداوندا؛ پس بوده باش نزد گمانم‏ به تو در آنچه پناهى غیر از تو در آن نمى ‏یابم، و به تحقیق مى‏ دانم که عدل تو گسترده ‏تر از ستم ستمکاران است، و حق ‏طلبى تو در پى ستمگران است، پس مرا از او امان بده به حقّ خودت بر تو اى خداوند جهانیان، به راستى که هیچ‏ کس حقّ تو را نمى‏ شناسد آن‏گونه که تو حقّ خود را مى ‏شناسى. تو مرا بس هستى اى خدا، تو مرا بس هستى اى خدا، تو مرا بس هستى اى خدا، و هر کس بر تو توکّل کند او را بس هستى، وعده ‏ات به این قاعده جارى گشته و کتابت به همین مطلب گویا است، و تو وفاکننده‏ ترین ضامنان هستى، پاک و منزّهى (اى) پروردگار جهانیان، و درود خداوند بر محمّد و آل او باد.


4) المجموع الرائق: 319/1.



---------------

دعاى امام رضا علیه السلام براى حفظ شدن از شرّ دشمنان و پنهان ماندن از دسترس آنان:

إِسْتَسْلَمْتُ مَوْلایَ لَکَ، وَأَسْلَمْتُ نَفْسی إِلَیْکَ، وَتَوَکَّلْتُ فی کُلّ ‏اُمُوری عَلَیْکَ، وَأَنَا عَبْدُکَ وَابْنُ عَبْدَیْکَ، إِخْبَأْنِیَ اللَّهُمَّ فی سِتْرِکَ عَنْ‏ شِرارِ خَلْقِکَ، وَاعْصِمْنی مِنْ کُلِّ أَذًى وَسُوءٍ بِمَنِّکَ، وَاکْفِنی شَرَّ کُلِّ ذی ‏شَرٍّ بِقُدْرَتِکَ.

   أَللَّهُمَّ مَنْ کادَنی أَوْ أَرادَنی فَإِنّی أَدْرَأُ بِکَ فی نَحْرِهِ، وَأَسْتَعینُ بِکَ مِنْهُ، وَأَسْتَعیذُ مِنْهُ بِحَوْلِکَ وَقُوَّتِکَ، وَشُدَّ عَنّی أَیْدِی الظَّالِمینَ، إِذْ کُنْتَ ‏ناصِری، لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ، یا أَرْحَمَ الرَّاحِمینَ وَإِلهَ الْعالَمینَ.

أَسْأَلُکَ کِفایَةَ الْأَذى، وَالْعافِیَةَ وَالشِّفآءَ، وَالنَّصْرَ عَلَى الْأَعْدآءِ، وَالتَّوْفیقَ لِما تُحِبُّ رَبَّنا وَتَرْضى، یا إِلهَ الْعالَمینَ، یا جَبَّارَ السَّماواتِ‏ وَالْأَرَضینَ، یا رَبَّ مُحَمَّدٍ وَالِهِ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ، صَلَواتُکَ عَلَیْهِمْ ‏أَجْمَعینَ.(3)

مولاى من؛ خود را تسلیم تو نمودم، و خویشتن را به تو واگذار کردم، و در همه‏ کارهایم بر تو توکّل کردم، و من بنده تو و پسر دو بنده توأم. خداوندا؛ مرا در پوششت ‏دعا براى وارد شدن بر کسى ... از آفریدگان شرورت پنهان بدار، و به لطف خود از هر اذیّت و آزارى حفظ کن، به قدرتت بدى هر تبهکارى را نسبت به من کفایت  کن. خداوندا؛ هر کس به من حیله کند یا قصد فریب مرا داشته باشد، به وسیله تو آن را دفع کرده و به خودش برمى‏ گردانم، و در برابر او از تو یارى مى ‏جویم، و از شرّ او به توانایى و نیروى تو پناه مى ‏برم، و ببند از من دستان ستمگران را؛ زیرا تو یاور من بوده ‏اى، جز تو خداوندى نیست، اى مهربانترین مهربانان، و اى خداوند جهانیان. از تو مى‏ خواهم کفایت نمودن از اذیّت و آزار، و عافیت و شفا، و نصرت و یارى بر علیه دشمنان، و توفیق آنچه را که دوست مى‏ دارى اى پروردگار ما و مى‏ پسندى، اى خداى عالمیان؛ اى مسلّط بر آسمان‏ها و زمین‏ها، اى پروردگار محمّد و آل پاک و پاکیزه او، درود تو بر همه آنان باد.


3) مهج الدعوات: 358، المصباح: 293، البلد الأمین: 644، المجموع الرائق: 381/1، بحار الأنوار: 379/94.

 ------------

بِاللَّهِ أَسْتَفْتِحُ، وَبِاللَّهِ أَسْتَنْجِحُ، وَبِمُحَمَّدٍ أَتَوَجَّهُ. أَللَّهُمَّ سَهِّلْ لی حُزُونَةَ أَمْری کُلَّهُ، وَیَسِّرْ لی صُعُوبَتَهُ، إِنَّکَ تَمْحُو ما تَشآءُ وَتُثْبِتُ، وَعِنْدَکَ اُمّ‏ الْکِتابِ.

به نام خدا آغاز مى‏ کنم، و از خداوند توفیق وکامیابى مى  ‏طلبم، و به (حضرت) محمّد صلى الله علیه وآله وسلم روى مى ‏آورم. خداوندا؛ سختی‏ها و ناهمواریهاى تمامى کارم را هموار کن، و دشواریهاى آن را آسان گردان، که تو نابود مى ‏کنى آنچه را بخواهى  و ثابت مى‏ گردانى، و نزد تو اصل کتاب آفرینش و لوح محفوظ است.

و مسنداً از امیرالمؤمنین‏ علیه السلام روایت کرده است که فرمود:

هرگز امرى مرا اندوهناک نساخت و دچار تنگى معاش نشدم و با مبارزى روبرو نگشتم، و این دعا را خوانده باشم؛ مگر اینکه خداوند اندوه و غصّه ‏ام را برطرف‏ کرد و گشایش در کارم داد و پیروزى بر دشمن را نصیب من ساخت.(2)

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محبوب حبیب

به استقبال ماه رمضان

بسم ا...

تا جایی که ذهنم قد میدهد اولین باری است که از آمدن ماه رمضان هول برم داشته!

و از این هول و ولا هم شرمنده خودم هستم.

هول چه؟ به این فکر میکنم که هر روز بایست تا عصر سر کار باشم. بعد دخترک را که در مهد خوابیده و سرحال است تحویل بگیرم در حالی که خودم از حال رفته ام. بعد بایست برویم خانه و در عین بازی کردن با اویی که سرشار از نیاز به بازی با من است، با بیحالی به فکر افطاری هم باشم. ضمن اینکه انقدری وقت نیست که بخواهم موکول کنم به آخر شب. 

این روزها آخر شبها غذای فردا ظهر را که حدود ساعت 4 میخوریم را آماده میکنم. شام هم تقریباً هیچی. شیر یا میوه یا هله هوله یا .. گذران میکنیم بالاخره. 

ولی در ماه رمضان نمیشود به این سیستم. 

آخ خواب دخترک را چه کنم؟ دخترم هنوز که هنوز است از ساعت 12 شب زودتر نمی خوابد. وای چطور سحری بیدار خواهیم شد و بعد با این کمبود خوابها چطور کنار بیاییم وقتی حسنا نمی گذارد ما بخوابیم! 

این حجم از کارها را چطور با این روزهای طولانی روزه مدیریت کنم. دو تا مقاله که شدیدا کار دارند. 

نکند بعد از ماه رمضان به این پست نگاه کنم و ببینم مقاله ها جلو نرفته اند؟

اولین بار است که حس میکنم کم خواهم آورد!

فریزر را هم خالی کرده ام و مواد لازم برای پخت راحت غذا را ندارم. برادر بزرگم راهی شهرستان بود برای کارش و دیدم اولویت با اوست که آنجا تنها نمی تواند غذا درست کند و حسابی هم موهایش ریخته از بس غذای کنسروی خورده. موادی را که برای ماه رمضان فریز کرده بودم دادم برد. تنها کاری که از دستم بر می آمد این بود. مادرم که هیچ لطفی به فرزندانش نمی کند! بایست کمی مادری کنم برای برادرم. 

اولین باری است که اینقدر شرایطم سخت شده. سالهای خیلی قبل که ماه رمضان هر جایی از سال بود چون بچه نداشتم سخت نبود. حالا چون حسنا کوچک است و کم خواب و پرانرژی و من حجم وسیعی از کارهای عقب افتاده دارم، نگرانم.

بیشتر نگران بی خوابی! 

وای چقدر هم و غمم شده فقط امورات روزمره؟

چقدر در خود مانده شده ام

در فکر خورد و خواب و کار..

مثلاً ماه رمضان بایست از بقیه مشغله ها فارغ شد و به خود پرداخت.


آخ....

دلم زندگی میخواهد

خدایا می شود یک کمکی بفرستی برایم؟

بدجور دلم یک وقت وسیع می خواهد

وقت خالی برای دنبال خودم گشتن.

برای خودم بودن.

برای یک ماه رمضان که به خودم برسم. 

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محبوب حبیب

آیا میکاری و برداشت نمی کنی

به او اعتماد کن, وقتی که تردید های تیره به تو هجوم می آورد !
به او اعتماد کن , وقتی که نیرویت کم است!
به او اعتماد کن , زیرا وقتی که به سادگی به او اعتماد کنی , اعتمادت سخت ترین چیز ها خواهد بود.
آیا راه سخت و ناهموار است؟.
آن را به خدا بسپار . !
آیا میکاری و برداشت نمی کنی؟
آن را به خدا بسپار.
اراده انسانی خود را به او واگذار .
با تواضع گوش کن و خاموش باش.
ذهن تو از عشق الهی لبریز می شود .
آن را به خدا بسپار !
در این دنیای گذارا دنیایی که چیزها می آیند و می روند , هیچ چیز باقی نمی ماند .پس آیا چیزی ارزش نگران شدن دارد.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محبوب حبیب

دعای هفتم صحیفه

متن دعای هفتم:

وَ کَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ إِذَا عَرَضَتْ لَهُ مُهِمَّةٌ أَوْ نَزَلَتْ بِهِ، مُلِمَّةٌ وَ عِنْدَ الْکَرْبِ :
یَا مَنْ تُحَلُّ بِهِ عُقَدُ الْمَکَارِهِ، وَ یَا مَنْ یَفْثَأُ بِهِ حَدُّ الشَّدَائِدِ، وَ یَا مَنْ یُلْتَمَسُ مِنْهُ الْمَخْرَجُ إِلَى رَوْحِ الْفَرَجِ. ذَلَّتْ لِقُدْرَتِکَ الصِّعَابُ، وَ تَسَبَّبَتْ بِلُطْفِکَ الْأَسْبَابُ، وَ جَرَى بِقُدرَتِکَ الْقَضَاءُ، وَ مَضَتْ عَلَى إِرَادَتِکَ الْأَشْیَاءُ. فَهِیَ بِمَشِیَّتِکَ دُونَ قَوْلِکَ مُؤْتَمِرَةٌ، وَ بِإِرَادَتِکَ دُونَ نَهْیِکَ مُنْزَجِرَةٌ. أَنْتَ الْمَدْعُوُّ لِلْمُهِمَّاتِ، وَ أَنْتَ الْمَفْزَعُ فِی الْمُلِمَّاتِ، لَا یَنْدَفِعُ مِنْهَا إِلَّا مَا دَفَعْتَ، وَ لَا یَنْکَشِفُ مِنْهَا إِلَّا مَا کَشَفْتَ وَ قَدْ نَزَلَ بِی یَا رَبِّ مَا قَدْ تَکَأَّدَنِی ثِقْلُهُ، وَ أَلَمَّ بِی مَا قَدْ بَهَظَنِی حَمْلُهُ. وَ بِقُدْرَتِکَ أَوْرَدْتَهُ عَلَیَّ وَ بِسُلْطَانِکَ وَجَّهْتَهُ إِلَیَّ. فَلَا مُصْدِرَ لِمَا أَوْرَدْتَ، وَ لَا صَارِفَ لِمَا وَجَّهْتَ، وَ لَا فَاتِحَ لِمَا أَغْلَقْتَ، وَ لَا مُغْلِقَ لِمَا فَتَحْتَ، وَ لَا مُیَسِّرَ لِمَا عَسَّرْتَ، وَ لَا نَاصِرَ لِمَنْ خَذَلْتَ. فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ افْتَحْ لِی یَا رَبِّ بَابَ الْفَرَجِ بِطَوْلِکَ، وَ اکْسِرْ عَنِّی سُلْطَانَ الْهَمِّ بِحَوْلِکَ، وَ أَنِلْنِی حُسْنَ النَّظَرِ فِیمَا شَکَوْتُ، وَ أَذِقْنِی حَلَاوَةَ الصُّنْعِ فِیمَا سَأَلْتُ، وَ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً وَ فَرَجاً هَنِیئاً، وَ اجْعَلْ لِی مِنْ عِنْدِکَ مَخْرَجاً وَحِیّاً. وَ لَا تَشْغَلْنِی بِالِاهْتِمَامِ عَنْ تَعَاهُدِ فُرُوضِکَ، وَ اسْتِعْمَالِ سُنَّتِکَ. فَقَدْ ضِقْتُ لِمَا نَزَلَ بِی یَا رَبِّ ذَرْعاً، وَ امْتَلَأْتُ بِحَمْلِ مَا حَدَثَ عَلَیَّ هَمّاً، وَ أَنْتَ الْقَادِرُ عَلَى کَشْفِ مَا مُنِیتُ بِهِ، وَ دَفْعِ مَا وَقَعْتُ فِیهِ، فَافْعَلْ بِی ذَلِکَ وَ إِنْ لَمْ أَسْتَوْجِبْهُ مِنْکَ، یَا ذَا الْعَرْشِ الْعَظِیمِ.

ترجمه دعای هفتم:

نیایش آن حضرت در کارهای مهم


ای آنکه گرهِ کارهای فرو بسته به سر انگشت تو گشوده می‌شود،

 و ای آن که سختیِ دشواری‌ها با تو آسان می‌گردد، 

و ای آن که راه گریز به سوی رهایی و آسودگی را از تو باید خواست.
...
سختی‌ها به قدرت تو به نرمی گرایند
 و به لطف تو
 اسباب کارها فراهم آیند. 
فرمانِ الهی به نیروی تو به انجام رسد، 
و چیزها، به اراده‌ی تو 
موجود شوند،
و خواستِ تو را، بی آن که بگویی، فرمان برند،
 و از آنچه خواستِ تو نیست، بی آن که بگویی، رو بگردانند.
تویی آن که در کارهای مهم بخوانندش، 
و در ناگواری‌ها بدو پناه برند.
 هیچ بلایی از ما برنگردد
 مگر 
تو آن بلا را بگردانی، 
و هیچ اندوهی بر طرف نشود 
مگر تو آن را از دل برانی.

...
ای پروردگار من، 
اینک 
بلایی بر سرم فرود آمده 
که سنگینی‌اش 
مرا به زانو درآورده است، 
و به دردی گرفتار آمده‌ام
 که با آن مدارا نتوانم کرد.
.....

این همه را تو به نیروی خویش بر من وارد آورده‌ای
 و به سوی من روان کرده‌ای.

آنچه تو بر من وارد آورده‌ای،
 هیچ کس 
باز نَبَرد،
 و آنچه تو به سوی من روان کرده‌ای، 
هیچ کس 
برنگرداند. 
دری را که تو بسته باشی.
 کَس نگشاید، 
و دری را که تو گشوده باشی،
 کَس نتواند بست. 

..............
آن کار را که تو دشوار کنی،
 هیچ کس آسان نکند، 
و آن کس را که تو خوار گردانی، 
کسی مدد نرساند.
پس بر محمد و خاندانش درود فرست. 
ای پروردگار من، 

به احسانِ خویش دَرِ آسایش به روی من بگشا،
 و به نیروی خود، سختیِ اندوهم را درهم شکن،
 و در آنچه زبان شکایت بدان گشوده‌ام، به نیکی بنگر،
 و مرا در آنچه از تو خواسته‌ام، شیرینیِ استجابت بچشان، 
و از پیشِ خود، رحمت و گشایشی دلخواه به من ده،
 و راه بیرون شدن از این گرفتاری را پیش پایم نِه.
و مرا به سبب گرفتاری، از انجام دادنِ واجبات و پیروی آیین خود بازمدار.

ای پروردگارِ من،
 از آنچه بر سرم آمده، 
دلتنگ و بی‌طاقتم،
 و جانم از آن اندوه که نصیب من گردیده،
 آکنده است؛
 و این در حالی است که تنها تو می‌توانی آن اندوه را از میان برداری 
و آنچه را بدان گرفتار آمده‌ام دور کنی. 
پس با من چنین کن، اگر چه شایسته‌ی آن نباشم، ای صاحب عرش بزرگ.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محبوب حبیب

صبر و عزت

محبوب، بگذار این پست اولت باشد

مدام بیا و بخوان.
نگذار مهمترین چیز، یعنی غرورت پیش نامردان بریزد. پیش نامرد، غمهایت را اشکار نکن... میدانم خیلی از قبل بهتر شده ای. و هیچ نمی گویی. مرادم حالا بیشتر ایست: یعنی همان حتی یک کلمه. 
خدایت تو را عزیز داشته
خود را عزیز نگه دار. 

---------------------

تحمل آلام اجتناب ناپذیر

(320)...
(320) علی (علیه السلام) فرموده: هر گاه دچار مصیبت و ناملائمی شدی ببین، اگر قدرت علاجش را داری و میتوانی با فطانت و زیرکی آنرا از خود بگردانی کوتاهی مکن و بدون اظهار ضعف و ناتوانی در رفعش بکوش و اگر قدرت نداری بدون جزع و بی تابی آنرا تحمل کن.

صبر در مصائب زایل شدنی

(321)...
(321) امام صادق (علیه السلام) فرموده: از بی صبری و جزع بپرهیز که رشته امید را قطع میکند، کار و کوشش را تضعیف مینماید، و اندوه و غم ببار میآورد. بدان برای نجات از بی صبری دو راه بیش نیست، اگر چیزیکه مایه جزع شده با مهارت و هوشمندی زایل میشود باید اقدام کرد و اگر مصیبت قطعی و زایل ناشدنی است باید به رنج و المش تن داد، برد باری را بخود تحمیل نمود، و بی قید و شرط تسلیم قضاء حتمی گردید.

کوشش بی ثمر

(322)...
(322) علی (علیه السلام) میفرموده: موقعیکه حادثه ناگوار، قضاء قطعی و قدر تغییر ناپذیر باشد سعی در مصون ماندن از آن باطل و بی ثمر است.
علی (علیه السلام) در این باره فرموده است:
(323)...
(323) اگر شما بمقدار حتمی راضی شدید زندگیتان شیرین و گوارا میشود و از غنا و بی نیازی برخوردار میگردید.
(324)...
(324) حضرت سجاد (علیه السلام) فرموده: بلند پایه ترین درجات یقین، راضی بودن بمقدرات تلخ و ناگوار است.
(325)...
(325) علی (علیه السلام) فرموده است: همواره صابر و متحمل باش که هر کس این دو خصلت را پیشه خود سازد مصائب و آلام بر وی سهل و آسان میشود.
(326)...
(326) و نیز فرموده است: مصیبت یکی است و با جزع و بی صبری دوچندان میشود.
(327)...
(327) صفوان جمال میگوید: حضور امام صادق (علیه السلام) بودیم. مردی شرفیاب محضرش شد و مصیبتی را که با آن برخورد کرده بود به اطلاع رساند. حضرت به او فرمود: اگر صبر کنی به اجر پروردگار نائل میشوی و اگر صبر نکنی قضاء خداوند تغییر نمیکند و تقدیر الهی همچنان در باره ات ممضی و نافذ است و تو از تنگنا و فشار آن مصیبت رهائی نمییابی.

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محبوب حبیب