۲۰ مطلب با موضوع «من و زندگی با نشاط :: من و درسهایی از دیگران» ثبت شده است

نق نق کردن و لیست کارها!

منبع: اینجا

احتمالاً برایتان پیش آمده که یک فهرست کار با ۱۰ وظیفه مختلف نوشته باشید که باید در مدت زمان کوتاهی انجام می‌شدند. وقتی کار را شروع می‌کنید، سنگینیِ کارها باعث می‌شود که احساس فلج بودن همراه با حسِ اجبار و میل به نق‌نق به شما دست دهد.

این میل به نق‌نق کردن که احساس می‌کنید، نتیجهٔ داشتنِ تعداد زیادی کار متعارض است. دو روان‌شناس به نام‌های رابرات امونز و لاورا کینگ در کتابِ «Willpower: Rediscovering the Greatest Human Strength» گروهی از افراد را بررسی کرده‌اند که ۱۵ هدف را برای دستیابی فهرست کرده بودند.

آنها متوجه شدند که داشتنِ یک فهرست از اهداف متعارض باعث می‌شود که فکرهایی تکراری راجع به کارهای در حال انجام به وجود بیاید. یک نگرانیِ دائمی در ذهن فرد بروز پیدا می‌کند.

انسان‌ها تکمیل‌گرا (completionist) هستند. یعنی ما دوست داریم کارها را تکمیل کنیم. روان‌شناس‌ها به آن احساسِ نق‌نق کردن یا اثرِ زیگارنیک (Zeigarnik effect) می‌گویند. این پدیده در روان‌شناسی سابقه‌ای طولانی دارد. ذهنِ ما روی یک کارِ تکمیل‌نشده متمرکز می‌شود و باعث می‌شود که از نظر جسمی و ذهنی رنج بکشیم. وقتی کار تکمیل شد، از باری که بر دوشمان بود، خلاص می‌شویم.

عجله برای تکمیل کردنِ تمام کارها، حالتی است که ذهن ما خیلی به آن علاقه دارد. پس در درجه‌ی اول، چرا این فهرست‌های طولانی را می‌نویسیم (که تکمیل کردنِ کارهای موجود در آن زمان زیادی می‌برد)؟

این یکی از مهم‌ترین نقاط ضعفِ لیست کارهاست.

دکتر تیم پایچیل در زمینه‌ی پژوهش‌های مربوط به «به تعویق انداختن کارها» تخصص بالایی دارد. او معتقد است فقط با نوشتنِ تمام کارهایی که دوست دارید تکمیلشان کنید، احساس موفقیت و کامیابی به شما منتقل می‌شود، بدون اینکه واقعاً هیچ کدام از آن کارها را تکمیل کرده باشید. ذهن شما موفقیتی که در زمان تکمیل شدن کارها حس خواهد کرد را شبیه‌سازی می‌کند.

در یکی از پژوهش‌هایی که در سال ۲۰۰۲ انجام شد، ۸۳ دانشجو که بعد از فارغ‌التحصیلی به دنبال کار می‌گشتند بررسی شدند.

دانشجوهایی که درباره پیدا کردنِ کار، بیشتر رویاپردازی می‌کردند:

  • کمتر برای پیدا کردنِ کار تلاش می‌کردند
  • درخواست‌های کمتری را برای کار می‌فرستادند
  • پیشنهادهای کمتری برای کار دریافت می‌کردند
  • و درآمد کمتری داشتند!

نوشتنِ تعداد زیادی از کارهای معمولی در یک To do list، مجوزی عالی را برای این رویاپردازی‌ها صادر می‌کند. این کار باعث می‌شود ذهن شما درباره تکمیل کردنِ موفقیت‌آمیزِ کارهای سخت رویاپردازی کند و مجوز لازم برای فرورفتن در این افکار را صادر می‌کند. شاید در آن لحظه احساس خشنودی و رضایت داشته باشید اما در واقعیت، به هیچ چیزی دست پیدا نکرده‌اید.

توانِ تصمیم‌گیریِ شما محدود است

از طرف دیگر، شروع کردن یک روز بدون یک لیست کارهای اولویت‌بندی شده می‌تواند موجب ضعیف شدن توانایی شما برای تصمیم‌گیری‌های مؤثر باشد. در روان‌شناسی پدیده‌ای به نام «تضعیف اِگو» (ego depletion) وجود دارد که به «تعداد تصمیم‌هایی» که در اختیار داریم، اشاره می‌کند. هر بار که یک تصمیم می‌گیریم، یا بین دو چیز، یکی را انتخاب می‌کنیم، ذهنمان کمی خسته می‌شود. زمانی که از این تصمیم‌ها زیاد استفاده می‌کنیم، توانایی ما برای تصمیم‌های هوشمندانه تضعیف می‌شود.

بیشتر از ۱۰۰ پژوهش مختلف تأیید کرده‌اند که با انجامِ خودکنترلیِ بیشتر در اول صبح، انگیزه و توجه شما در طول روز کمتر و کمتر خواهد شد. به همین دلیل است که افراد تمایل دارند بعد از داشتنِ روزهای پراسترس و خسته‌کننده، رژیم غذایی خود را بشکنند.

پس اگر هر روز صبح راجع به این تصمیم می‌گیرید که برای صبحانه چه بخورید یا چه لباسی بپوشید، در حال هدر دادنِ منابعِ محدودِ خودکنترلی برای کارهای غیرمهم هستید.

این یکی از دلایلی است که مدیرعامل افسانه‌ای Apple یعنی استیو جابز، همیشه یک لباس می‌پوشید و تی‌شرت مشکی و شلوار جین‌اش مشهور بود.

رئیس جمهور سابق ایالات متحده، باراک اوباما هم فلسفه مشابهی برای کارهای روزمره داشت: «شما باید انرژیِ تصمیم‌گیریِ خود را متمرکز کنید … شما باید خود را روتین کنید.»

اگر روز خود را با کلنجار رفتن با کارهای غیرمهم در فهرست کارها شروع کنید، خودکنترلی‌تان را هدر خواهید داد. بهتر است این خودکنترلی برای تمرکز روی کارهایی که تأثیر و  اهمیت بیشتری دارند مصرف شود.

نوشتن کارهای مبهم باعث می‌شود کارها را بیشتر به تعویق بیندازید

نوشتنِ یک کارِ مبهم و یک کلمه‌ای در لیست، از انجام دادنِ سریع‌تر آن جلوگیری می‌کند.

روان‌شناس‌ها دو نقاشیِ زیر را به شرکت‌کننده‌ها نشان دادند و از آنها درخواست کردند پرسشنامه را پس بفرستند. این آزمایش تأثیرِ کارهای انتزاعی و ملموس روی تعویق‌اندازیِ کارها را بررسی کرد:

برای گروهِ اول، نقاشیِ شماره‌ی ۱ نمایش داده و به آنها گفته شد که نقاش قصد داشته احساسِ شور و هماهنگی را بیان کند.

برای گروه دوم، نقاشی شماره‌ی ۲ نمایش داده و به آنها گفته شد که این نقاشی نمونه‌ای از یک تکنیک هنری است که به آن Pointillism می‌گویند.

گروه دوم (آنهایی که راجع به تکنیک فکر کرده بودند) به طور میانگین طی ۱۲٫۵ روز جواب را ارسال کردند، در حالی که گروه اول (آنهایی که راجع به شور و هماهنگی فکر کرده بودند) به طور میانگین ۲۰٫۵ روز طول کشید تا جواب را ارسال کنند.

روان‌شناس‌ها نتیجه گرفتند که فکر کردن به صورت انتزاعی، موجب می‌شود انجام کار را به تعویق بیندازیم.

نتیجه می‌گیریم که باید درباره فهرست کارهایتان به صورت کاملاً ملموس فکر کنید. اگرچه نوشتنِ یک کار با کلماتِ غیرصریح در زمان شما در هنگام نوشتن صرفه‌جویی می‌کند، اما به پیشرفت شما صدمه می‌زند و در بلندمدت هم موجب هدر رفتن زمان شما می‌شود.

خلاصه اینکه، قدرتِ اراده شما در طول روز کمتر و کمتر می‌شود، شما یک لیست طولانی و اولویت‌بندی‌نشده از کارهای انتزاعی را می‌نویسید و احساس موفقیت می‌کنید، و کارهای ناتمام موجب به وجود آمدن نق‌نق ذهنی به خاطر عدم انجام تعهدات می‌شود. حالا می‌خواهید چه کار کنید؟

 لیست کارها را باید به این شکل بنویسید

روش-درست-نوشتن-to-do-list-لیست-کارهادر لیست کارهای روزانه بیشتر از ۳ کار را یادداشت نکنید. 

۳. کارهایتان را با فعل بنویسید. یکی از مربیان فهرست کارها به نام دیوید الن پیشنهاد می‌دهد که کارها با فعل نوشته شوند. این کار باعث می‌شود در هنگام نوشتنِ لیست از واژه‌های غیرصریح استفاده نکنید.

مثلاً به جای «پیدا کردن دکتر» بنویسیم «به مادر زنگ بزن که یک دکتر معرفی کند». یا به جای «شروع کردن و اتمام تحقیق برای سارا» بنویسیم «در مجله‌ها با کلمه‌های الف ب ج تحقیق کن.». یکی از راه‌هایی که می‌توانید چک کنید کارهایتان را به شکل خوبی نوشته‌اید، این است که هر بار کار جدیدی را یادداشت کردید، از خودتان بپرسید: قدم اول برای انجامِ این کار چیست؟ قدم اول را به عنوان کار جدید بنویسید.

۴. هر بار فقط به یک کار نگاه کنید. اگر انجامِ سه کار در هر روز تغییری نسبت به قبل در شما ایجاد نمی‌کند، می‌توانید برای افزایش راندمان خود در هر زمان فقط به یکی از کارها توجه کنید. اگر از کاغذ چسب‌دار استفاده می‌کنید، می‌توانید هر کار را روی یک برگ کاغذ بنویسید و آنها را روی هم بچسبانید تا کارِ بعدی مشخص نباشد.

قبل از اینکه شروع به نوشتنِ لیست کنید، عواملی که هر صبح موجب حواس‌پرتی و تصمیم‌گیری‌های پیش‌پاافتاده می‌شوند را حذف کنید تا قدرت اراده و خودکنترلی شما به حداکثر برسد. مثلاً صبحانه را از شب قبل آماده کنید. از تایمری که روی ماشین قهوه‌ساز تعبیه شده استفاده کنید. و صبح‌ها اینترنت را قطع کنید (می‌توانید از نرم‌افزارهای  Freedom  یا  Write Room استفاده کنید).


ایوی لی کمی اشتباه می‌کرد؛ انجام ۶ کار در یک روز خیلی زیاد است. اما در کل، دیدگاهی که داشت درست بود. چارلز شواب کارِ خود را ادامه داد و Bethlehem Steel را به عنوان دومین شرکت بزرگ و مستقل تولید فولاد تأسیس کرد و ایوی لی هم به طور مرتب با خاندان مشهور راکفلر ملاقات می‌کرد و به آنها مشاوره می‌داد.

    ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
    محبوب حبیب

    فرمول دویدن در ماراتون زندگی (2)

    منبع: اینجا

    اراده: مهمترین منبع ذهنی شما

    اگر بخوایم کمی دقیق‌تر باشیم، اراده یعنی توانایی شما برای انجام کارها. اراده مشخص می‌کنه که مثلا چقدر برای شما آسونه که دست به کاری بزنین، در مقابل خوردن تنقلات مقاوت کنین یا بدوین و ورزش کنین. و در نتیجه اراده ابزاری برای موفقیت در تمام عرصه‌های زندگیه.

    اراده رو مثل یک ماهیچه تصور کنین: اراده چیزیه که شما می‌تونین هر موقع که نیاز بود منعطفش کنین یا بهش استراحت بدین. اراده هم مثل ماهیچه، با تمرین قوی می‌شه و اگر هم به اندازه ازش استفاده نکنین از دست میره. و دقیقا مثل یک ماهیچه، اراده هم وقتی در طول روز دائم ازش استفاده کنین، توانش رو از دست میده.

    این مورد در آزمایش تربچه و کلوچه هم نشون داده شده. دانشمندان شرکت‌کنندگان گرسنه رو مورد آزمایش قرار دادن و اونها رو توی سه گروه تقسیم کردن و از هر گروه خواستن یکی از سه کار زیر رو انجام بدن:

    1. تربچه‌ها رو بخورن و از خوردن کلوچه اجتناب کنن.
    2. کلوچه‌ها رو بخورن و از خوردن تربچه‌ها اجتناب کنن.
    3. هیچ کاری انجام ندن (به شرکت کنندگان غذایی داده نمی‌شد)

    بعد از اون از افراد خواسته شد که یک پازل هندسی غیرممکن رو حل کنن. افرادی که تربجه خورده بودن و در مقابل خوردن کلوچه ها مقاومت کردن، زودتر از کسانی که فقط کلوچه خورده بودن و یا کسانی که اصلا غذایی بهشون داده نشده بود تسلیم شدن. چرا؟ چون اونها از اراده‌شون برای مقاومت در برابر خوردن کلوچه استفاده کردن و حالا نمی‌تونستن از اراده‌شون برای حل پازل استفاده کنن.

    اگر شما دارین این مطلب رو می‌خونین و به این فکر میکنین که “من حتما کم میارم و کلوچه‌ رو می‌خورم. من آدم سست اراده‌ای هستم” نگران نباشین. دانشمندان نشون دادن که اراده چیزیه که می‌تونین تمرینش کنین. مثل پاهای ضعیف، اراده هم می‌تونه با ورزش و تمرین درست بشه.

    با تمرین منظم، می‌تونین اراده ای بسازین که حتی بتونه پنج روز گرسنگی رو تحمل کنه.

    دو راه حل برای بهبود اراده:

    1. اراده بیشتری بدست بیارین: برای قوی کردن ماهیچه‌ها شما اونها رو تحریک می‌کنین که محدودیت‌ها رو کنار بگذارن و وقتی که التیام پیدا کردن، کمی قوی‌تر میشن. حالا همین کار رو از طریق اهمیت دادن به سلامتی و منظم کردن ذهنتون برای اراده هم انجام بدین. و در نهایت اراده تون قوی‌تر میشه.
    2. میزان اراده مورد نیاز رو کم کنین: به این مورد مثل یک جرثقیل برای کمک کردن به شما برای بلند کردن یک هالتر فکرکنین. ماهیچه‌های قوی خوبه. اما وقتی می‌تونید با استفاده از ابزار درست همون نتیجه رو بگیرین چرا باید ماهیچه‌هاتون رو خسته کنید؟ روش‌های مشابهی وجود داره که شما می‌تونین میزان اراده مورد نیاز برای هر کار رو کاهش بدین.

    بنابراین اگر می‌خواین تا حد زیادی خود کنترلی داشته باشین، این مطلب رو مطالعه کنین و در پایان این مقاله شما ابزار لازم برای توسعه‌ی یک اراده پولادین رو در اختیار دارین.

    چطور اراده بیشتری بدست بیاریم؟

    اغلب ما آدم‌های سست اراده‌ای هستیم. ما در پیدا کردن حواس پرتی‌هایی مثل شبکه های اجتماعی، تنقلات و تلفن استادیم. سعی کنین بدون چک کردن تلفنتون برید و غذا بخورید. سخت‌تر از اون چیزیه که فکر می‌کنین.

    وقتی شما دائما برانگیخته هستین، نیازی نمی بینین که اراده قوی‌تون رو توسعه بدین. اما وقتی که می‌خواین کارهای سخت‌تری مثل کاهش وزن، فشار به ماهیچه، شروع یک شرکت، توسعه‌ی یک مهارت، عوض کردن زمینه کاری یا ملحق شدن به گروه‌ها رو انجام بدین، ممکنه اراده کافی برای به سرانجام رسوندن هیچ کدوم از اینها رو در اختیار نداشته باشین.

    پس چطور میشه اراده‌ای پولادین پرورش داد که از پس سخت‌ترین کارها هم بر میاد؟

    ۱. رژیم غذایی خوب، آب‌رسانی و سلامتی

    مغز شما یک ارگانه. پیچیده‌ترین و نیازمندترین ارگان در تمام بدن مغزه. اگر بدن شما سلامت نباشه، ذهنتون هم سالم نیست و ذهن ضعیف هم مستقیما به کنترل ضعیفتر روی محرک‌ها منجر میشه.

    بارز ترین علامت ظاهری از این موضوع یک شاخص ساده مثل شاخص توده بدنیه. اگر شاخص توده بدنی بالایی داشته باشین یا دچار اضافه وزن باشین، نتیجش اینه که دچار نوسانات قند خون می‌شین که باعث میشه احساس کسلی و تنبلی کنین . این به این معنیه که شروع به کار کردن و پشتکار داشتن در یک کار برای شما سخت‌تر میشه.

    وزن تنها شاخص سلامتی نیست که روی اراده تاثیر میگذاره. کمبود یا کم مصرف کردن عناصری مثل ویتامین D می‌تونه تاثیر منفی روی عمکلرد داشته باشه. به همین خاطر مهمه که غذاهای سالم بخورید. اگر شما وزنتون رو متعادل نگه دارین، و مقدار کافی ویتامین داشته باشین، می‌تونن اراده‌تون رو زیاد کنین.

    همه می‌دونیم که آب مهمه. اما آب بیشتر از اون چیزی که فکر می‌کنین روی اراده شما تاثیر داره. حتی از دست دادن مقدار کمی از آب بدن، تاثیر بسیار زیادی روی عمکلرد شناختی شما می‌گذاره.

    ۲. ورزش و تمرین

    همونطور که یک بدن سالم به داشتن یک ذهن سالم منجر میشه، داشتن یک بدن فعال هم به داشتن یک ذهن فعال منجر میشه. وقتی که شما فعالیتی ندارین، مخصوصا وقتی که برای مدت طولانی نشسته کار می‌کنین، ساختمان عضلانی شروع به قفل شدن می‌کنه و ذهن هم به تبع اون قفل میشه.

    برای بالا بردن آمادگی جسمانی، نیازی نیست که دونده ماراتن یا وزنه بردار باشین. شما فقط باید فعال باشین. ساده‌ترین راه برای انجام این کار اینه که ورزش هم جزئی از برنامه روزانه‌تون باشه. اگر احساس می‌کنین که نمی‌تونین از طریق کار کردن به خودتون فشار بیارین، پس برید و قدم بزنید. ۵ دقیقه بعد، از اینکه چقدر احساس خوبی دارین متعجب می‌شین.

    ۳. خواب

    برای رسیدن به نهایت سطح اراده، شما باید رژیم غذایی و ورزش رو با خواب شبانه مناسب ترکیب کنین.

    محروم بودن از خواب- اینکه کمتر از ۷  یا ۸ ساعت در طول شب بخوابین- از لحاظ عمکلرد ذهنی، شما رو هم رده‌ی یک فرد مست قرار میده. که این کار عملا مترادف با نداشتن اراده‌ست.

    حتی اگر شما ممکنه با ۷ یا ۸ ساعت خوابیدن در شب، یک یا دو ساعت از فردا رو از دست بدین، از طریق به اوج رسوندن اراده‌تون می‌تونین بهره‌وری رو بسیار افزایش بدین و اون یکی دوساعت رو جبران کنین.

    حتی یک شب محروم بودن از خواب، روی اراده شما تاثیر منفی داره.

    ۴. مدیتیشن

    به گفته دکتر کلی مک گونیگال، نویسنده کتاب “غریزه ارادی”، مدیتیشن بهترین روش برای بهبود اراده‌ست.

    قدرت اراده، توانایی شما در متمرکز کردن ذهنتون روی کارهای در دست اجرا برای رام کردن ذهن حواس پرتتونه. به لطف آزار همیشگی تلفن، لپ تاپ و شبکه‌های اجتماعی اکثر ما در انجام این کار خوب عمل نمی‌کنیم.

    مدیتیشن- صرف نظر از اینکه شما روش تمرکز حواس یا استعلایی رو تمرین می کنین- مغز رو اموزش میده که جهت تمرکز رو به سمت یک چیز کوچک ببره. حالا این کوچک می‌تونه تنفس شما، یک نقطه در بدنتون یا یک سرود باشه.

    اگر شما می‌تونین در سکوت بنشینین و به سادگی اینکه نفس می‌کشین روی یک چیز تمرکز کنین، صرف نظر از اینکه چقدر اطراف شما شلوغی وجود داره، می‌تونین راحتتر روی کارهاتون تمرکز داشته باشین.

    علاوه بر این، مدیتیشن به شما آموزش میده که یک ناظر شخص ثالث بر احساساتتون باشید. جای اینکه سریع عصبانی، وسوسه، یا سرخورده بشین، و یا هر احساسی که به صورت عمدی شما رو از انجام دادن کاری منع میکنه، شما خودتون رو می‌بینین که دارین اون احساس رو تجربه می‌کنین و اجازه میدین که اون احساس بگذره و شما به تمرکز اصلی تون بر می‌گردین.

    ۵. تمرین

    قبلا هم به این مورد اشاره کردم اما ساده‌ترین روش برای بهبود قدرت اراده اینه که اون رو امتحان کنید. درست مثل اینکه بلند کردن یک هالتر می‌تونه بازوهای شما رو تقویت کنه، تحت فشار قرار گرفتن از طرف یک مشکل، اراده شما رو تقویت می‌کنه.

    نکته‌ی جالب اینجاست که این فشار نیاز نیست که یک فشار بزرگ یا یک کار دشوار باشه. هر مقدار از فشار بر روی اراده  اون رو تقویت می‌کنه. در برابر خوردن دسر بعد از شام مقاومت می کنید؟ خب ۱۰  امتیاز مثبت برای اراده شما. یا مثلا به جای تماشای یک قسمت دیگه از سریال فرندز، برید بخوابید؟ اینجا هم اراده به خرج دادین. به گفته دکتر کلی مک گونیگال، حتی یک کار ساده مثل باز کردن در با دست غیرتخصصی، و یا حتی اجتناب از فحاشی کردن می‌تونه اراده شما رو تقویت کنه.

    هر زمانی که شما خلاف عادت ها و غرایزتون عمل کردین. یعنی شما دارین ارادتون رو بهبود می‌دین.

    چگونه نیاز به اراده رو کاهش بدیم و ذهن‌مون رو مدیریت کنیم ؟

    اینکه مقدار زیادی اراده داشته باشیم به خودی خود کافی نیست. این مثل روندن یک موتور سیکلت می‌مونه: شما ممکنه یک موتور بزرگ و یک مخزن پر از گاز داشته باشین. اما اگر به سرعت جت و مثل فیلم سریع و خشن رانندگی کنین، خیلی زود امپر دستگاه “خالی” رو به شما نشون میده.

    به همین خاطره که شما باید یک سیستم خوب رو برای مدیریت کردن ارادتون توسعه بدین. شما می‌تونین مقدار زیادی از ارادتون رو برای یک کار صرف کنین. اما وقتی که مجبور نیستین چرا باید چنین کاری بکنین؟ بخش بعدی به شما نشون میده که چطور از بخشی از اراده‌تون برای انجام یک کار استفاده کنین و بخشی ازش رو برای بعدا نگه دارین.

    چند راهکار مفید برای افزایش بهره‌وری و کارایی

     

    ۱. کار رو به بخش های کوچک تقسیم کنین

    یکی از بزرگترین مضرات برای اراده شما اینه که به یک کار یا پروژه بزرگ که باید انجامش بدین نگاه کنین و از همون ابتدا مرعوب بشین. این مورد برای تغییرات شخصی هم صادقه. اگر شما می‌گید که “من می‌خوام ۲۰ پوند وزن کم کنم” این یک هدف بزرگه که ممکنه یک ماه وقت بگیره.

    اما وقتی که شما هدفتون رو به بخش‌های کوچک‌تری مثل نوشتن یک پاراگراف از یک پست وبلاگ، یا کم کردن ۵ پوند وزن تقسیم می‌کنین. هر پروژه‌ی بزرگی رو میشه به راحتی پشت سر گذاشت .

    ترسناک ترین بخش یک کار شروعشه که اراده زیادی رو می‌طلبه. اگر شما اون کار رو به تکه‌های کنترل شده تقسیم کنین، شروع کردنش آسون‌تر میشه و وقتی که اولین بخش کوچک رو تموم می‌کنین. بلافاصله به سراغ بخش بعدی میرین .

    ۲. اون رو به یک عادت تبدیل کنین

    بر اساس گفته‌ی چارلز داهیگ نویسنده ی کتاب ” The Power of Habit” ، حدود ۴۰ درصد از کارهای روزانه ما بر اساس عادته. این به این معنیه که ما برای کارهایی که انجام می‌دیم آگاهانه تصمیم نمی‌گیریم. ما این کارها رو انجام می‌دیم چون مغز و بدنمون رو عادت دادیم که در یک موقعیت خاص یک عمل خاص رو انجام بدن.

    در اکثر مواقع این یک عادت خوبه. تصور کنین هر موقع که سوار ماشین می‌شین به این فکر کنین که ” خب. پارکینگ رو باز کن، ترمز کن، کلید رو بچرخون، به سمت چپ و راست نگاه کن، بزن دنده عقب و … ” حتما متوجه شدین. در این صورت ما وقتی برای فکر کردن به مسائل دیگه نداریم.

    اما قطعا عادت‌های بدی هم وجود دارن. مثلا هر موقع که آلارم ساعتتون خاموش میشه شما چرت می‌ز‌نین. یا مثلا هر موقع سرکار ناهار می‌خورین، یه شیرینی هم همراهش می‌خورین. اگر این کارها رو بصورت مکرر انجام بدید، بارهای بعدی دیگه بهشون فکر نمی‌کنین و این ها برای شما عادت میشن.

    از طرف دیگه عادت‌های خوب به شما کمک می‌کنه که اراده‌تون رو حفظ کنین. برای مثال اگر در برنامه روزانه‌تون یک زمان رو به ورزش اختصاص بدین دیگه نیاز نیست هر موقع که خواستین ورزش کنین، بهش فکر کنین. یا مثلا اگر هر روز ساعت ۸ صبح خونه رو ترک کنین، بعد از یک هفته دیگه بصورت اتوماتیک در این ساعت از خونه خارج می‌شین و برای خارج شدن از خونه دیگه به هیچ قدرت اراده‌ای احتیاج ندارین.

    حتی می‌تونین برای کارتون هم چنین عادت‌هایی رو ایجاد کنید. مثلا هر موقع که سر کار میرید قبل از اینکه ایمیل‌هاتون رو چک کنین یا با کسی حرفی بزنین، ۲۵ دقیقه رو به مهم‌ترین کارهاتون اختصاص بدین. اگر برای یک مدت اینکارو بکنین دیگه وقتی سر کار میرید این برای شما به یک چیز طبیعی تبدیل میشه.

    به کارهای پشت سرهمتون که اراده می‌خوان فکر کنین. بعد به این فکر کنین که برای اینکه کاری کنین که اونها اتوماتیک انجام بشن یک عادت ایجاد کنین. حالا شما یک عادتی دارید که باید سعی کنید اجرائیش کنین.

    ۳. از اخبار بد اجتناب کنین

    یک بدن ناسالم یک ذهن ناسالم رو هم پرورش میده و یک ذهن ناسالم اراده‌ی کمتری داره. ذهن‌های غمگین و استرسی اراده‌ی بسیار پایین‌تری دارن. به همین خاطر باید در مورد اطلاعاتی که دریافت می‌کنین حساس باشین.

    اگر بیش از حد اخبار ترسناک حوادث رو می‌خونین، استرس‌هایی که از طریق فکر کردن به قتل، بمب گذاری یا تغییرات منفی بازار به شما وارد میاد به اراده کمتر در طول روز منجر میشه. حتی نگاه کردن به عکسی از تعطیلات دوستان موفق‌تر در جزایر کارئیب می‌تونه تحرک شما رو کم کنه.

    ساده‌ترین راه اینه که از خوندن اخبار بدی که مستقیما به تصمیمات شما ربط ندارن اجتناب کنین. اگر وبسایتتون پایین اومده ، شما باید در موردش چیزهایی بدونین. اگر شما یک دلال هستین، حتما باید به نوسانات بازار توجه داشته باشین. اما برای اکثر ما، اخرین داستان جنایی روزنامه هیچ سودی نداره و فقط می‌تونه ما رو غمگین کنه.

    ۴. محیطی  پشتیبان اراده  خلق کنین

    هرچقدر که بتونین کمتر از اراده استفاده کنین، مقدار بیشتری ازش براتون باقی می‌مونه. اینکه بتونین محیطی رو ایجاد کنین که نیاز به استفاده از اراده کاهش می‌ده، می‌تونه توانایی شما برای کارکردن روی کارها روی مهم رو افزایش بده.

    اگر شما یک کاسه آب نبات روی میزتون دارین، یا کمی تنقلات در خارج از دفتر موجوده، هر موقع که شما به اونها نگاه می‌کنین و برای نخوردنشون مقاومت به خرج می‌دین، دارید بخشی از اراده‌تون مصرف می‌کنین. یا اگر روی تلفنتون اطلاعیه میاد و صدای اون رو می‌شنوین اما سعی می‌کنین که بهش نگاه نکنین، این داره اراده شما رو مصرف می‌کنه. همچنین نگاه کردن به یک غذای وسوسه کننده می‌تونه اراده شما رو کاهش بده.

    حتی دسترسی به اینترنت می‌تونه باعث کاهش اراده بشه. مثلا خیلی سخت‌تره میشه که روی نوشتن این مقاله تمرکز کنین بعد یادتون بیفته که شاید یه کسی چیز مهمتری توییت کرده. به همین دلیله که جاناتان فرانزن- رمان نویس امریکایی- میگه ” شک دارم که کسی که در محل کارش به اینترنت متصله، داره یک داستان خوب می‌نویسه ”

    برای بهینه سازی اراده‌‌ای که در اختیار دارین، محیطی رو ایجاد کنین که از اون اراده حمایت می‌کنه. برای مثال موقعی که نیاز به تمرکز دارین می‌تونین از ابزارهایی برای بلاک کردن وبسایت‌های مزاحم استفاده کنین. یا می‌تونین از روشهای مدیریت زمان (مثل پومودورو) برای داشتن تمرکز حداقل برای ۲۵ دقیقه استفاده کنین. و اگر هر غذای وسوسه کننده، بازی و کتاب در نزدیکتون هست، اونها رو از شعاع دیدتون بردارید تا دیگه لازم نباشه در برابرشون مقاومت کنین.

    ۵. از قبل تعهد بدین

    تا وقتی که شما به چیزی عادت دارین، تعهد دادن از قبل به شما کمک میکنه که با استفاده از کمترین اراده، کارهاتون رو انجام بدین.

    روشش هم بسیار ساده‌ست: در ذهنتون یک قانون ایجاد کنین. بگید “وقتی که فلان چیز اتفاق افتاد، من این کار رو انجام می‌دم.” برای مثال ” وقتی که به سر کار میرم، یک ساعت رو به خالی کردن باکس ایمیلم اختصاص میدم”. یا مثلا “وقتی که از خواب پا شدم، بلافاصله لباس می‌پوشم و میرم ورزش”.

    قوانینی مثل این، فائق اومدن بر چالش‌های اراده رو آسونتر می‌کنه. اینکه به خودتون بگید “وقتی که فلان چیز اتفاق افتاد من فلان کار رو انجام میدم” انرژی ذهنی کمتری می‌خواد. به علاوه زمانی که اولین چیز اتفاق می‌افته، شما تمایل دارید که مسیرتون رو ادامه بدید چون از لحاظ روان‌شناسی انسان سعی می‌کنه که از ناهماهنگی شناختی اجتناب کنه و انسان اساسا از به عقب برگشتن تنفر داره.

    بنابراین زمانی که باید کاری رو انجام بدین که می‌دونین کار سختیه، اون رو به یه کار دیگه زنجیر کنین. این کار باعث میشه که شروع هرکاری آسونتر باشه.

    ۶. ریتم‌هاتون رو بشناسین

    در نهایت حالا زمانش فرا رسیده که بفهمین در چه مقطعی از روز بهتر کار می‌کنین و یا در چه مقطعی نیاز به استراحت دارین. همه ی ما یک ریتم شبانه‌روزی داریم که خواب ما رو تنظیم می‌کنه. به همین دلیله که در ساعت ۲ بعد از نیمه شب خسته‌تر از هر زمان دیگه‌ای هستیم. اما همین ریتم شبانه‌روزی در ساعت ۲ بعدازظهر باعث ایجاد یک شیب در انرژی میشه. پس اگر موارد گفته شده در مورد شما صادقه، ساده‌ترین کارهاتون رو در شبانه روز برای اون مقطع “شیب؛ زمان‌بندی کنین.

    همچنین همه‌ی ما یک ریتم فوق روزانه داریم که انرژی ما رو در چرخه‌های کوتاه در طول شب و روز تنظیم میکنه. اساسا بعد از هر ۹۰ دقیقه ذهن ما از یک چرخه‌ی هوشیاری بالا، به یک سطح پایین از هوشیاری می‌رسه.

    اگر در اوج چرخه خودتون کار می‌کنین، به احتمال زیاد می‌تونین بدون زحمت بازده‌تون رو افزایش بدین. اما اینکه سعی کنین فهرست‌وار کار کنین، می‌تونه خیلی سریع اراده‌ی شما رو از بین ببره. سعی کنین که برای ۹۰-۶۰ دقیقه تمرکز کنین و بعد زمانی که احساس خستگی کردین، به مدت ۱۵ دقیقه استراحت کنین. در نتیجه اینکار شما احساس بازده بیشتری می‌کنید.

    ۶ لیست ضروری برای افزایش بهره‌وری روزانه

    حالا اراده‌تون رو به حداکثر برسونین

    اگر آماده‌این که اطلاعاتی که از این مقاله بدست آوردین رو اجرایی کنین، از اینجا شروع کنین:

    1. مشخص کنین که کدوم جنبه‌ سلامتی رو می‌تونین برای اراده بیشتر بهبود بدین. جنبه‌هایی مثل وزن، عادت‌های خواب یا سطح فعالیت ورزشی.
    2. از اپلیکشن‌های آموزش مدیتیشن استفاده کنین و مطالبی که در این باره نوشته شده رو بخونین. قطعا شگفت زده می‌شید که چطور آموزش دادن ذهن برای تمرکز در سکوت منجر به بهره‌وری بهتر در کار می‌شه
    3. در طول روز دنبال کارهای کوچکی باشین که با اونها اراده‌تون رو تحریک کنید.
    4. محیط کارتون رو از لحاظ وجود حواس پرتی ها و موارد وسوسه کننده بررسی کنین. چه چیزی رو می‌تونین مخفی کنین تا دیگه مجبور نباشین در برابرش مقاومت به خرج بدین؟ برای خلاص شدن از شر وبسایت های مزاحم هم می‌تونید از ابزارهای موجود استفاده کنین
    5. از طریق یادداشت کردن، بفهمین که چه زمانی در طول روز کمترین بهره‌وری و انرژی رو دارین. دونستن این بازه زمانی به شما کمک میکنه که مهم ترین کارهاتون رو برای زمان هایی که بازدهی ندارین، برنامه ریزی نکنین.
    6. به دنبال عادت‌های جدیدی بگردین که می‌تونین ایجاد کنین و تعهد دادن از قبل هم می‌تونه در انجام کارها به شما کمک کنه.
    ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
    محبوب حبیب

    فرمول دویدن در ماراتون زندگی (1)

    اگر شما می‌تونین هر موقع که می‌خواین شروع به کار کنین، تنقلات هیچ وقت شما رو وسوسه نمی‌کنه، همیشه به رژیم غذایی و برنامه تمرین ورزشی‌تون وفادار هستین و شبکه‌های اجتماعی و ایمیل هیچوقت حواس شما رو پرت نمی‌کنن، شما دست بالاتر رو از دیگران دارین.
    نه؟ خب منم همینطور. اما من چیزی رو یاد گرفتم که خیلی کمک می‌کنه.
    همش به قدرت اراده بستگی داره؛ یعنی همون بخشی از مغز که ما تصمیم می‌گیریم که عملی رو انجام بدیم. هر موقع ما سعی کنیم کاری رو انجام بدیم که بر خلاف انگیزه، عادت و تمایلات ما باشه، داریم از بخشی از قدرت اراده استفاده می‌کنیم.

    افلاطون در حدود ۴۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، با تمثیل از یک ارابه، کشاکش اراده درونی رو توصیف کرده. در این حالت، شما یک ذهن منطقی و مقدار مشخصی اراده دارین. و ارابه توسط دو اسب که توصیف‌گر انگیزه روحی و خواسته‌های ما هستن کشیده می‌شه. ارابه‌ران می‌تونه برای مدتی اسب‌ها رو هدایت کنه، اما اگر مدت زیادی با اونها بجنگه و یا نیروی کافی نداشته باشه، اسب‌ها در نهایت کنترل ارابه رو به دست می‌گیرن و علیه تمایلات منطقی ما عمل می‌کنن.

    خب حالا همه چیز به ذهن ما بر‌می‌گرده: اگر ما برای مدت زیادی با تمایلاتمون مبارزه کنیم، ذهن منطقی ما خسته می‌شه و ما اون اراده مورد نیاز برای انجام چیزی که ذهن منطقی‌مون می‌خواد رو از دست می‌دیم. 

    پربازده بودن، مدیریت کردن انگیزه‌ها، و ایجاد هر تغییری که در زندگی به دنبالش هستیم، همش به توانگر کردن ارابه‌ران واطمینان از اینکه ما می‌تونیم انرژی‌مون رو در مسیر درست هدایت کنیم بستگی داره. برای این‌کار باید اراده رو به وجود بیارین.

    به نقل از اینجا:

    https://taskulu.com/fa/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF/%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D9%BE%D8%B4%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D8%B1/


    ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
    محبوب حبیب

    وقتی در زندگی به بن بست رسیدم چه کار کنم؟

    ............

    وقتی به بن بست رسیدید برای مدتی متوقف شوید

    دو حالت وجود دارد، یا تلاش شما کافی نبوده و یا به شکل درستی تلاش نکرده اید. ولی به هر حال تلاش ها و تقلاهای شما برای رسیدن به هدفتان ممکن است باعث شود که احساس خستگی کنید که این خستگی میتواند جسمی یا روحی و یا متشکل از هر دو نوع باشد. در این حالت بهترین کاری که میتوانید انجام دهید این است که به خود استراحت دهید.پس به کلی آن موضوع را رها کنید و به دور از فکر کردن به آن به استراحت بپردازید و کارهای مورد علاقه ی خود را انجام دهید. برای عده ای از افراد خوابیدن و استراحت کردن بسیار موثر واقع می شود که خود من از آن جمله افراد هستم. برای عده ای نیز تفریح باعث ایجاد حس آرامش در آنها می شود. پس اگر به بن بست رسیدید همه چیز را که مربوط به آن موضوع می شود رها کرده و به یک تفریح بی دغدغه بروید. 

    بسیاری از افراد هستند که در زندگی رسیدن به بن بست مالی، عاطفی، فکری و… را تجربه کرده اند. ممکن است شما نیز که این مطلب را می خوانید، جزء یکی از این افراد باشید. ما امروز در وبلاگ جیب نت و در این مطلب میخواهیم به شما راهکارهایی را برای گذراندن بحران و عبور از این بن بست ها را بگوییم. مطالبی که گفته میشود حاصل تجربیات بوده و ممکن است برای افراد مختلف هزاران روش مختلف وجود داشته باشد. شما میتوانید از مطالب گفته شده استفاده کنید و اگر نتیجه نگرفتید آن ها را متناسب با شرایط روحی خود تغییر دهید. در ادامه ی مطلب با جیب نت همراه باشید:

    وقتی به بن بست رسیدید برای مدتی متوقف شوید

    وقتی برای رسیدن به هدفی تلاش کردید و تلاش های شما نتیجه ای در بر نداشت  دو حالت وجود دارد، یا تلاش شما کافی نبوده و یا به شکل درستی تلاش نکرده اید. ولی به هر حال تلاش ها و تقلاهای شما برای رسیدن به هدفتان ممکن است باعث شود که احساس خستگی کنید که این خستگی میتواند جسمی یا روحی و یا متشکل از هر دو نوع باشد. در این حالت بهترین کاری که میتوانید انجام دهید این است که به خود استراحت دهید.پس به کلی آن موضوع را رها کنید و به دور از فکر کردن به آن به استراحت بپردازید و کارهای مورد علاقه ی خود را انجام دهید. برای عده ای از افراد خوابیدن و استراحت کردن بسیار موثر واقع می شود که خود من از آن جمله افراد هستم. برای عده ای نیز تفریح باعث ایجاد حس آرامش در آنها می شود. پس اگر به بن بست رسیدید همه چیز را که مربوط به آن موضوع می شود رها کرده و به یک تفریح بی دغدغه بروید. مثلا به مسافرت بروید و یا با دوستان خود به گردش بروید بدون اینکه به آخر قضیه فکر کنید فقط از لحظاتتان لذت ببرید. ایجاد حس آرامش، باعث می شود که ما حس کنیم زندگی در جریان است و امید را مانند خونی تازه به رگ های ما بازگرداند. برای کنترل و غلبه بر خشم نیز مقاله ی راه هایی برای کنترل خشم و ناراحتی را در همین وبلاگ مطالعه کنید.

    مجدداً هدف خود را بازبینی کنید

    بعد از اینکه به ذهن خود استراحت دادید و مجدداً آماده ی تلاش برای رسیدن به هدفتان شدید، ابتدا هدف خود را مجدداً بررسی کنید و  مجموعه تلاش هایی که تا کنون برای رسیدن به هدفتان انجام داده اید و به بن بست رسیده اید را بازبینی کنید. سعی کنید اشکال کار خود را بیابید و آن را برطرف نمایید. گاهی ممکن است مجبور شوید هدف انتخابی خود را تغییر دهید. به یاد داشته باشید تغییر رمز موفقیت است.

    http://blog.jibnet.ir/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%86-%D8%A8%D8%B3%D8%AA-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%85-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D9%85/content/success-key/



    بعضی مواقع هم ممکنه بن بست فقط در ذهنت باشه


    http://www.beytoote.com/psychology/khanevde-m/get2-nowhere-life.html

    در برابر شرایط موجود در زندگی ات، آنطور که لازم است، احساس مسوولیت نمی کنی

    شاید تو هم مثل بیشتر مردم عادت کرده ای مرتب شرایط موجود در زندگی ات را ملامت کنی و اشتباهات خودت را ناشی از بدشانسی بدانی ولی باید توجه کنی که شرایط زندگی تو حاصل گزینش های خودت است. لازم است بیشتر روی این امر مهم تمرکز کنی و برای رشد و پیشرفت، اصلاحات ضروری را انجام دهی. تو باید وضعیت فعلی ات را بپذیری و در قبال آن، احساس مسوولیت کنی. از آن درس عبرت بگیری تا بتوانی تحول و دگرگونی را که موجب موفقیت و پیشرفت توست، ایجاد کنی.

    در زندگی دچار ترس و وحشت شده ای

    اگر دست به اقدامی بزرگ زده ای و به شدت تلاش می کنی که رویاهایت به حقیقت بپیوندد، خواه ناخواه با شرایطی روبرو می شوی که باعث ترس و اضطراب تو می شود.

    به ندای درونت بی توجه هستی

    ه منفی گری عادت کرده ای

    مشکل کار در اینجاست که تو می بینی ولی دیدن تو جنبه بصیرتی و بینشی ندارد بلکه سرسری است. بزرگترین دیواری که باید از آن بالا بروی، دیواری است که در ذهن خودت ساخته ای.

    قدر نعمات الهی را که داری نمی دانی

    یک لحظه صبر کن. نفسی عمیق و آهسته بکش. اعجاز تنفسی ات را احساس کن و با هر عمل دم و بازدم خدا را شکر کن. شاید امروز با کمی درد و رنج از خواب بیدار شدی، ولی به هر حال بیدار شدی. تو در زندگی ایام خوش و ناخوش را فراوان دیده ای. شاید هم اکنون هر آنچه را که دلت می خواهد نداری، ولی با همان چیزهایی که فعلا داری می توانی به جلو حرکت کنی. زندگی بی عیب و نقص نیست ولی مواهب الهی فراوانی دارد که باید به تک تک آنها توجه کنی.

    ذهنت را درگیر نگرانی هایی که فعلا وجود ندارد کرده ای

    تو نمی توانی «امروز» بهتری داشته باشی، اگر فکرت متوجه «دیروزت» باشد، هر چه بود گذشته است. زمان حال را دریاب و در آن زندگی کن. به سیر و سفرت ادامه بده، حواست را روی زمان حال متمرکز کن. نهایت تلاشت را بکن و به روند الهی توکل داشته باش. امدادهای غیبی در راه است.

    در بیرون خودت دنبال شادی می گردی

    هنوز به دنبال راه بی دردسر می گردی

    روزی به عقب برمی گردی و می فهمی که برای هر آنچه تلاش کردی و به موانع برخوردی، همان ها تو را متحول کرده و از تو آدمی دیگر ساخته است. تلاش و تقلاهای شدید، موجب موقعیت های فوق العاده ات می شود. هر کوشش و تقلایی که می کنی باعث کسب تجربه ات می شود یا اگر شکست خوردی، از آن درس عبرت می گیری.

     

    سیر و سفر عظیم زندگی آنقدرها هم آسان نیست، خیال نکن مشکلات سر راه، باعث اتلاف وقت تو شده است، بلکه همین درد و رنج های زندگی است که موجب رشد معنوی و کمال تو می شود. پس با توجه به موارد بالا بر زندگی غلبه کن و با شهامت رو به جلو حرکت کن.

     

    این را بدان که تو هرگز نمی توانی به طور کامل و صددرصد بر مشکلات زندگی غلبه کنی، بهترین کار این است که بن بست ها و موانع زندگی را تشخیص دهی و آهسته آهسته مسیرهای الهی و پربار را جایگزین آنها کنی و با مدیریت خردمندانه و دیدن زیبایی طی مسیر، به راهت ادامه دهی.



    و مهمترین کاری که ننوشته اند در این مجله های مذکور::


    دعا کنید

    به قرآن و ادعیه متوسل شوید


    چرا که 


    دل ها جز به یاد خدا آرام نمی گیرد

    ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
    محبوب حبیب

    حدیث نوف بکالی

    بسم الله النور

    این مطلب از این وب سایت عالی برداشته شده است:

    http://rahvabirah.blog.ir/post/%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB-%D9%86%D9%88%D9%81-%D8%A8%DA%A9%D8%A7%D9%84%DB%8C

    توصیه میکنم بقیه سایت را هم بخوانید


    نوف بکالی می گوید:

    امیرمؤمنان علیه السلام را دیدم که به سرعت می رفت.

    عرض کردم: به کجا می روی آقای من؟!

    فرمود: رهایم کن نوف. آرزوهای من، مرا به جایی که می خواهم می برد.

    گفتم: آرزوهای شما چیست؟

    فرمود: آرزوهایم را آن کسی که برای او آرزو می کنم، می داند و نیازی نیست که با دیگران بازگو کنم. برای بنده با ادب همین بس که در نعمت های خدا شریک قائل نشود و حاجاتش را به غیر خدا نگوید.

    گفتم: ای امیرمؤمنان! من از خودم به خاطر طمع به مال دنیا می ترسم.

    فرمود: پس جایگاه تو از دستگیره خائفین و پناهگاه عارفین کجاست؟

    گفتم: راهنمایی ام کن که چطور به دستگیره خائفین و پناهگاه عارفین راه یابم.

    فرمود: خداوند بزرگ و بلند مرتبه، تو را به خاطر بخشش زیادش به آرزوهایت می رساند و تو نیز با همت خود به او رو می کنی (و اگر می خواهی بدانی چطور از طمع به دنیا خلاصی یابی) دوری کن از بلا و طمعی که بر قلبت فرود می آید؛ زیرا ممکن است خواسته تو به تأخیر بیفتد، اما یقیناً به آن خواهی رسید و من نیز ضامن این رسیدن هستم. دلبستگی را از همه قطع کن و به او متصل شو که خداوند فرمود:

    به عزّت و جلال خودم سوگند! هر آرزومندی که غیر مرا آرزو کند، او را به یأس می کشانم و در بین مردم لباس مذلّت به او می پوشانم و از نزدیکی به خودم دور می کنم و از وصالم منقطعش می کنم و هنگامی که غیر مرا در نظر دارد، ذکر و نامش را بی ارزش می کنم. آیا او در مشکلاتش به غیر من امید دارد، در حالی که همه مشکلات او به دست من حل می شود؟! او امیدش به غیر من است، در حالی که من همیشه زنده و باقی هستم؟! درهای بندگان مرا که بسته است، می زند و درب خانه مرا که باز است، ترک می کند؟!

    پس کیست که به من امید برد و من به خاطر زیادی گناهانش، نا امیدش کنم؟!

    آرزوهای بندگانم را به خودم اتصال دادم و امیدهایشان را نزد خودم ذخیره کردم (برای حلّ مشکلاتشان) و آسمان هایم را از ذکر و تسبیح کسی که در این راه خسته نمی شود، پر می کنم؛ و به ملائکه ام امر کردم که درهای بین من و بندگانم را نبندند. آیا کسی که من مصیبت و بلایی بر او وارد کرده ام، نمی داند که هیچ کس جز من قادر به حلّ مشکل او نیست؟ پس چرا به واسطه امید بی جا به دیگران، از من اعراض می کند؟! او از دیگران درخواست، می کند، در حالی که من بدون درخواست اعطا می کنم. او می داند که من آفرینش را بدون درخواست کسی انجام دادم؛ پس چگونه او از من درخواست کند و من جوابش را ندهم؟! مگر من بخیلم که بنده ام چنین گمانی دارد؟! مگر دنیا و آخرت از من نیست؟! مگر کرم و بخشش صفت من نیست؟ یا مگر فضل و رحمت به دست من نیست؟ مگر نه این است که همه آمال و آرزوها به من ختم می شود و من باید برآورده سازم؟ پس چه کسی غیر از من می تواند مانع اجابت آرزوها شود؟ و چه زشت است که آرزومندان، غیر مرا آرزو کنند! به عزّت و جلال خودم سوگند که اگر آرزوهای همه اهل زمین و آسمان جمع شود و من به هرکس هرچه می خواهد بدهم، از دارایی من حتی به اندازه جزئی از یک ذرّه، کم نمی شود. پس چطور کسی که آرزویش را برآورده کردم، گمان می کند از دارایی من چیزی کم شده است؟ بدا به حال مأیوسان از رحمت من؛ بدا به حال کسانی که معصیت مرا می کنند و حرام ها را انجام می دهند و بر من جرأت پیدا کرده و مراقب نیستند.

    پس علی علیه السلام فرمود: ای نوف! خدا را این گونه بخوان:

    خدایا! اگر می توانم تو را حمد کنم، به خاطر بخشش های توست. اگر مجد و عظمت تو را می گویم، به خاطر این است که تو مقصود و مراد منی. اگر تو را تقدیس می کنم، به خاطر قوّتی است که به من دادی. اگر می توانم ستایشت کنم، به خاطر قدرتی است که به من دادی. و اگر نگاهم کنی، رحمتت بر من سرازیر است. اگر نیاز به چیزی داشتم، نعمت تو بر من رواست.

    خدایا! آن کس که با بی قراری به ذکر تو مشغول نشد و بار سفر به قرب تو را نپیچید، زندگی اش همانند مردگان است و مرگش نیز حسرت به دنبال دارد.

    خدایا! نگاه بینندگان به تو، با چشم دل به تو می رسد و گوش شنوندگان تو از رازهای درون سینه ها مطلع می شود. پس چشم هایشان چیزی جز آنچه را که می خواهند، ملاقات نمی کند. بین تو و آنها حجاب های غفلت از بین رفته است و آنها در نور تو منزل گزیده اند و با روح تو تنفّس می کنند. دل های آنها محلّ رشد نهال هیبت الهی گشته است...

    روح هایشان به قدس تو نزدیک شده است؛ پس در مقابل اسم و نام تو، با وقار می نشینند. در مقابلت با خضوع سخن می گویند؛ پس تو نیز مثل یک دلسوزی، آنها را قبول می کنی و به حرف آنان همانند یک دوست گوش می دهی و حاجات آنها را همانند درخواست های دوستان خودت، برآورده می کنی و مناجات آنان را همانند مناجات دوستانت می شنوی.

    خدایا! پس مرا نیز به محلّی که آنان به تو می رسند، برسان و مرا از ذکر و یاد نفس به ذکر و یاد خودت منتقل کن و بین من و ملکوتت دری قرار مده، مگر این که باز باشد. و بین من و خودت حجاب های غفلت را قرار مده، مگر این که آنها را از بین ببری تا این که روح من بین نور عرش تو مقیم شود و برای روح من مقامی قرار دهی که آیینه نور تو باشد؛ و تو برهرکاری، توانایی.

    خدایا! چقدر وحشت انگیز است راهی که در آن مسیر، امید به تو همراهم نباشد و چه دور است سفری که امید به تو راهنمایم نباشد. ضرر کرده است کسی که به ریسمان غیر تو چنگ زده است. و چه ضعیف و بی اساس است پایه و رکن کسی که به غیر تو تکیه کرده. پس ای کسی که خودت راهنمای آرزوی آرزومندانی و به واسطه این راهنمایی، اندوه و ترس را از آنها می زدایی، مرا از عمل صالح محروم نکن و به خودم وامگذار، همانند کسی که راه های چاره بر او بسته شده است. پس چطور ممکن است که آرزومندانت را در ذلت و فقر معنوی قرار دهی، در حالی که تو بی نیازی و گناه گنه کاران به تو ضرری نمی رساند.

    خدایا! هر شیرینی پایانی دارد اما شیرینی ایمانی که به تو متصل است، همیشه زیاد می شود.

    خدایا! قلب من تشنه گسترش آرزوهای توست؛ پس از شیرینی آرزوهایت به قلبم بچشان تا به هرچه می خواهد، برسد؛ که تو برهرکاری، قادری.

    خدایا! از تو مثل کسی که عمق معرفت تو را شناخته، می خواهم، هرخیری را که سزاوار مؤمن است، به او بدهی و به تو پناه می برم از هر شر و فتنه ای که دوستانت از آن به تو پناه می برند؛ و تو برهرکاری، قادری.

    خدایا! از تو همانند مسکین و بیچاره ای که میان یأس و امیدواری سرگردان است و هیچ ملجأیی پیدا نمی کند که به وسیله آن به تو برسد، می خواهم به آن اسم اعظمی که فقط برای اولیا، خاصّت معلوم است و آن اولیای تو را به یگانگی خواندند و تو را شناختند و عبادتت کردند، به حقیقت خودت سوگند! خودت را به من بشناسان که از روی حقیقت ایمان به ربوبیت تو اقرار کنم.

    خدایا! مرا از آن گروهی که اسم را عبادت می کنند و از معنا غافلند، قرار مده.

    خدایا! مرا در یکی از نگاه ها، ملاحظه کن تا قلب من به معرفت خاص تو و معرفت اولیای تو، روشن شود؛ که تو بر هرکاری، توانایی.

    شرح حدیث با بیان شیوای استاد پناهیان در جلسه هفتم مجموعه سخنرانی مؤثرترین مفهوم در حیات بشر

    دریافت
    حجم: 4.3 مگابایت

    ّ قَالَ نَوْفٌ الْبِکَالِیُ‏ رَأَیْتُ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ مُوَلِّیاً مُبَادِراً

    فَقُلْتُ أَیْنَ تُرِیدُ یَا مَوْلَایَ فَقَالَ دَعْنِی یَا نَوْفُ إِنَّ آمَالِی تُقَدِّمُنِی فِی الْمَحْبُوبِ

    فَقُلْتُ یَا مَوْلَایَ وَ مَا آمَالُکَ

    قَالَ قَدْ عَلِمَهَا الْمَأْمُولُ وَ اسْتَغْنَیْتُ عَنْ تَبْیِینِهَا لِغَیْرِهِ وَ کَفَى بِالْعَبْدِ أَدَباً أَنْ لَا یُشْرِکَ فِی نِعَمِهِ وَ إِرَبِهِ غَیْرَ رَبِّهِ

    فَقُلْتُ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ إِنِّی خَائِفٌ عَلَى نَفْسِی مِنَ الشَّرَهِ وَ التَّطَلُّعِ إِلَى طَمَعٍ مِنْ أَطْمَاعِ الدُّنْیَا

    فَقَالَ لِی وَ أَیْنَ أَنْتَ عَنْ عِصْمَةِ الْخَائِفِینَ وَ کَهْفِ الْعَارِفِینَ

    فَقُلْتُ دُلَّنِی عَلَیْهِ قَالَ اللَّهُ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ تَصِلُ أَمَلَکَ بِحُسْنِ تَفَضُّلِهِ وَ تُقْبِلُ عَلَیْهِ بِهَمِّکَ وَ أَعْرِضْ عَنِ النَّازِلَةِ فِی قَلْبِکَ فَإِنْ‏ أَجَّلَکَ بِهَا فَأَنَا الضَّامِنُ مِنْ مُورِدِهَا وَ انْقَطِعْ إِلَى اللَّهِ سُبْحَانَهُ فَإِنَّهُ یَقُولُ وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی لَأُقَطِّعَنَّ أَمَلَ کُلِّ مَنْ یُؤَمِّلُ غَیْرِی بِالْیَأْسِ وَ لَأَکْسُوَنَّهُ ثَوْبَ الْمَذَلَّةِ فِی النَّاسِ وَ لَأُبْعِدَنَّهُ مِنْ قُرْبِی وَ لَأُقَطِّعَنَّهُ عَنْ وَصْلِی وَ لَأُخْمِلَنَّ ذِکْرَهُ حِینَ یَرْعَى غَیْرِی أَ یُؤَمِّلُ وَیْلَهُ لِشَدَائِدِهِ غَیْرِی وَ کَشْفُ الشَّدَائِدِ بِیَدِی وَ یَرْجُو سِوَایَ وَ أَنَا الْحَیُّ الْبَاقِی وَ یَطْرُقُ أَبْوَابَ عِبَادِی وَ هِیَ مُغْلَقَةٌ وَ یَتْرُکُ بَابِی وَ هُوَ مَفْتُوحٌ فَمَنْ ذَا الَّذِی رَجَانِی لِکَثِیرِ جُرْمِهِ فَخَیَّبْتُ رَجَاءَهُ جَعَلْتُ آمَالَ عِبَادِی مُتَّصِلَةً بِی وَ جَعَلْتُ رَجَاءَهُمْ مَذْخُوراً لَهُمْ عِنْدِی وَ مَلَأْتُ سَمَاوَاتِی مِمَّنْ لَا یَمَلُّ تَسْبِیحِی وَ أَمَرْتُ مَلَائِکَتِی أَنْ لَا یُغْلِقُوا الْأَبْوَابَ بَیْنِی وَ بَیْنَ عِبَادِی أَ لَمْ یَعْلَمْ مَنْ فَدَحَتْهُ نَائِبَةٌ مِنْ نَوَائِبِی أَنْ لَا یَمْلِکَ أَحَدٌ کَشْفَهَا إِلَّا بِإِذْنِی فَلِمَ یُعْرِضُ الْعَبْدُ بِأَمَلِهِ عَنِّی وَ قَدْ أَعْطَیْتُهُ مَا لَمْ یَسْأَلْنِی فَلَمْ یَسْأَلْنِی وَ سَأَلَ غَیْرِی أَ فَتَرَانِی أَبْتَدِئُ خَلْقِی مِنْ غَیْرِ مَسْأَلَةٍ ثُمَّ أُسْأَلُ فَلَا أُجِیبُ سَائِلِیأَبَخِیلٌ أَنَا فَیُبَخِّلُنِی عَبْدِی أَ وَ لَیْسَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةُ لِی أَ وَ لَیْسَ الْکَرَمُ وَ الْجُودُ صِفَتِی أَ وَ لَیْسَ الْفَضْلُ وَ الرَّحْمَةُ بِیَدِی أَ وَ لَیْسَ الْآمَالُ لَا یَنْتَهِی إِلَّا إِلَیَّ فَمَنْ یَقْطَعُهَا دُونِی وَ مَا عَسَى أَنْ یُؤَمِّلَ الْمُؤَمِّلُونَ مَنْ سِوَایَ وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی لَوْ جَمَعْتُ آمَالَ أَهْلِ الْأَرْضِ وَ السَّمَاءِ ثُمَّ أَعْطَیْتُ کُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ مَا نَقَصَ مِنْ مُلْکِی بَعْضُ عُضْوِ الذَّرَّةِ وَ کَیْفَ یَنْقُصُ نَائِلٌ أَنَا أَفَضْتُهُ یَا بُؤْساً لِلْقَانِطِینَ مِنْ رَحْمَتِی یَا بُؤْساً لِمَنْ عَصَانِی وَ تَوَثَّبَ عَلَى مَحَارِمِی وَ لَمْ یُرَاقِبْنِی وَ اجْتَرَأَ عَلَیَّ

    ثُمَّ قَالَ عَلَیْهِ وَ عَلَى آلِهِ السَّلَامُ لِی یَا نَوْفُ ادْعُ بِهَذَا الدُّعَاءِ: إِلَهِی إِنْ حَمِدْتُکَ فَبِمَوَاهِبِکَ وَ إِنْ مَجَّدْتُکَ فَبِمُرَادِکَ وَ إِنْ قَدَّسْتُکَ فَبِقُوَّتِکَ وَ إِنْ هَلَلْتُکَ فَبِقُدْرَتِکَ وَ إِنْ نَظَرْتُ فَإِلَى رَحْمَتِکَ وَ إِنْ عَضَضْتُ فَعَلَى نِعْمَتِکَ إِلَهِی إِنَّهُ مَنْ لَمْ یَشْغَلْهُ الْوُلُوعُ بِذِکْرِکَ وَ لَمْ یَزْوِهِ السَّفَرُ بِقُرْبِکَ کَانَتْ حَیَاتُهُ عَلَیْهِ مِیتَةً وَ مِیتَتُهُ عَلَیْهِ حَسْرَةً إِلَهِی تَنَاهَتْ أَبْصَارُ النَّاظِرِینَ إِلَیْکَ بِسَرَائِرِ الْقُلُوبِ وَ طَالَعَتْ أَصْغَى السَّامِعِینَ لَکَ نَجِیَّاتِ الصُّدُورِ فَلَمْ یَلْقَ أَبْصَارَهُمْ رَدٌّ دُونَ مَا یُرِیدُونَ هَتَکْتَ‏ بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُمْ حُجُبَ الْغَفْلَةِ فَسَکَنُوا فِی نُورِکَ وَ تَنَفَّسُوا بِرَوْحِکَ فَصَارَتْ قُلُوبُهُمْ مَغَارِساً لِهَیْبَتِکَ وَ أَبْصَارُهُمْ مَآکِفاً لِقُدْرَتِکَ وَ قَرَّبْتَ أَرْوَاحَهُمْ مِنْ قُدْسِکَ فَجَالَسُوا اسْمَکَ بِوَقَارِ الْمُجَالَسَةِ وَ خُضُوعِ الْمُخَاطَبَةِ فَأَقْبَلْتَ إِلَیْهِمْ إِقْبَالَ الشَّفِیقِ وَ أَنْصَتَّ لَهُمْ إِنْصَاتَ الرَّفِیقِ وَ أَجَبْتَهُمْ إِجَابَاتِ الْأَحِبَّاءِ وَ نَاجَیْتَهُمْ مُنَاجَاةَ الْأَخِلَّاءِ فَبَلِّغْ بِیَ الْمَحَلَّ الَّذِی إِلَیْهِ وَصَلُوا وَ انْقُلْنِی مِنْ ذِکْرِی إِلَى ذِکْرِکَ وَ لَا تَتْرُکْ بَیْنِی وَ بَیْنَ مَلَکُوتِ عِزِّکَ بَاباً إِلَّا فَتَحْتَهُ وَ لَا حِجَاباً مِنْ حُجُبِ الْغَفْلَةِ إِلَّا هَتَکْتَهُ حَتَّى تُقِیمَ رُوحِی بَیْنَ ضِیَاءِ عَرْشِکَ وَ تَجْعَلَ لَهَا مَقَاماً نُصْبَ نُورِکَ‏ إِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ إِلَهِی مَا أَوْحَشَ طَرِیقاً لَا یَکُونُ رَفِیقِی فِیهِ أَمَلِی فِیکَ وَ أَبْعَدَ سَفَراً لَا یَکُونُ رَجَائِی مِنْهُ دَلِیلِی مِنْکَ خَابَ مَنِ اعْتَصَمَ بِحَبْلِ غَیْرِکَ وَ ضَعُفَ رُکْنُ مَنِ اسْتَنَدَ إِلَى غَیْرِ رُکْنِکَ فَیَا مُعَلِّمَ مُؤَمِّلِیهِ الْأَمَلَ فَیُذْهِبُ عَنْهُمْ کَآبَةَ الْوَجَلِ لَا تَحْرِمْنِی صَالِحَ الْعَمَلِ وَ اکْلَأْنِی کِلَاءَةَ مَنْ فَارَقَتْهُ الْحِیَلُ فَکَیْفَ یَلْحَقُ مُؤَمِّلِیکَ ذُلُّ الْفَقْرِ وَ أَنْتَ الْغَنِیُّ عَنْ مَضَارِّ الْمُذْنِبِینَ إِلَهِی وَ إِنَّ کُلَّ حَلَاوَةٍ مُنْقَطِعَةٌ وَ حَلَاوَةَ الْإِیمَانِ تَزْدَادُ حَلَاوَتُهَا اتِّصَالًا بِکَ إِلَهِی وَ إِنَّ قَلْبِی قَدْ بَسَطَ أَمَلَهُ فِیکَ فَأَذِقْهُ مِنْ حَلَاوَةِ بَسْطِکَ إِیَّاهُ الْبُلُوغَ لِمَا أَمَّلَ‏ إِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ إِلَهِی أَسْأَلُکَ مَسْأَلَةَ مَنْ یَعْرِفُکَ کُنْهَ مَعْرِفَتِکَ مِنْ کُلِّ خَیْرٍ یَنْبَغِی لِلْمُؤْمِنِ أَنْ یَسْلُکَهُ وَ أَعُوذُ بِکَ مِنْ کُلِّ شَرٍّ وَ فِتْنَةٍ أَعَذْتَ بِهَا أَحِبَّاءَکَ مِنْ خَلْقِکَ‏ إِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ إِلَهِی أَسْأَلُکَ مَسْأَلَةَ الْمِسْکِینِ الَّذِی قَدْ تَحَیَّرَ فِی رَجَاهُ فَلَا یَجِدُ مَلْجَأً وَ لَا مَسْنَداً یَصِلُ بِهِ إِلَیْکَ وَ لَا یُسْتَدَلُّ بِهِ عَلَیْکَ إِلَّا بِکَ وَ بِأَرْکَانِکَ وَ مَقَامَاتِکَ الَّتِی لَا تَعْطِیلَ لَهَا مِنْکَ فَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی ظَهَرْتَ بِهِ لِخَاصَّةِ أَوْلِیَائِکَ فَوَحَّدُوکَ وَ عَرَفُوکَ فَعَبَدُوکَ بِحَقِیقَتِکَ أَنْ تُعَرِّفَنِی نَفْسَکَ لِأُقِرَّ لَکَ بِرُبُوبِیَّتِکَ عَلَى حَقِیقَةِ الْإِیمَانِ بِکَ وَ لَا تَجْعَلْنِی یَا إِلَهِی مِمَّنْ یَعْبُدُ الِاسْمَ‏ دُونَ الْمَعْنَى وَ الْحَظْنِی بِلَحْظَةٍ مِنْ لَحَظَاتِکَ تَنَوَّرْ بِهَا قَلْبِی بِمَعْرِفَتِکَ خَاصَّةً وَ مَعْرِفَةِ أَوْلِیَائِکَ‏ إِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ.

    منبع: بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏91 ؛ ص94-95

    ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
    محبوب حبیب

    مشکلات امروز برای امروز کافی است!

    استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است ؟

    شاگردان جواب دادند: ۵٠ گرم ، ١٠٠ گرم ، ١۵٠ گرم

    استاد گفت : من هم بدون وزن کردن ، نمی دانم دقیقا وزنش چقدراست.

    اما سوال من این است : اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد.

    شاگردان گفتند : هیچ اتفاقی نمی افتد .

    استاد پرسید : خوب ، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم ، چه اتفاقی می افتد ؟

    یکی از شاگردان گفت : دست تان کم کم درد میگیرد.

    حق با توست . حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه ؟

    شاگرد دیگری جسارتا گفت : دست تان بی حس می شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می شوند. و مطمئناً کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند…

    استاد گفت: خیلی خوب است ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است؟

    شاگردان جواب دادند: نه

    پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود؟ درعوض من چه باید بکنم؟

    شاگردان گیج شدند. یکی از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.

    استاد گفت: دقیقا مشکلات زندگی هم مثل همین است. اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید. اشکالی ندارد اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد. اگر بیشتر از آن
    نگه شان دارید، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود.

    فکرکردن به مشکلات ز ندگی مهم است. اما مهم تر آن است که در پایان هر روز و پیش از خواب ،آنها را زمین بگذارید. به این ترتیب تحت فشار قرار نم ی گیرند، هر روز صبح سرحال و قوی بیدار م ی شوید و قادر خواهید بود از عهده هر مسئله و چالشی که برایتان پیش می آید، برآیید!

    دوست من، یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذاری. زندگی همین است!
    پ.ن: در اوج بحران یاد گرفته ام که مشکلات امروز برای امروز کافی است!
    انقدر مشغله دارم که خدا را شکر فقط به TODOist امروز میتوانم فکر کنم. 
    و باز خوشحالم که این ابزار من را از فکر کردن به مشکلات فردا رها کرده :) کار فردا را برای فردا تعریف میکنم و کلاً از حافظه پاک می کنم و از داشتن ذهن آلزایمری ام که سریع فراموش میکند، لذت می برم :) خدا را شکر. 
    حکمت آلزایمر برای من همین بوده :)
    مسبب اش هم استرس :دی 
    خدا میداند در چه موقعیتی چه دردی بهتر است. آلزایمر نداشتم دیوانه شده بودم :دی 

    ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
    محبوب حبیب

    روز اول

    یک روز رسد غمی به اندازه کوه
    ...

    یک روز رسد نشاط اندازه دشت
    ...
    افسانه زندگی چنین است گلم
    ...
    در سایه کوه باید از دشت گذشت


     مجتبی کاشانی 
    ۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
    محبوب حبیب

    خروج از مشکلات و بن بست ها

    بسم الله الرحمن الرحیم


    یه پست در هم و بر هم.



    نتیجه ی یه سری فکر نیمه کاره در مورد مشکلات فعلی


    در ظاهر با خانواده همسر روابط حسنه است اما در باطن نفرت بدی ازشون پیدا کردم!


    در خصوص برخوردشون با جاری 2 که جدا شده و ندادن مهریه و ... من یه عالمه ازشون بدم اومد. خیلی زیاد. بعد مادرشوهر به من میگه ج.2 زنگ زده و هر چی دلش خواسته نثار من کرده و میگه شما فقط جانماز آب میکشین و ... 

    من باب درد دل میگفت که بله حق نداشته چنین چیزی به من بگه و من فلان حرف رو در جوابش گفتم و ..

    ولی من هم همین نظر رو راجع بهشون پیدا کردم. لذا چیزی نگفتم و وقتی منتظر بود من تاییدش کنم حرف رو عوض کردم.

    بعد شوهر در حمایت از رفتارهای مادرش با ج.2 چیزهایی گفت که من خیلی عصبانی شدم. اومدیم خونه دعوا کردم که پات رو از این ماجرا بکش بیرون! با اینها همراه نشو یا بگو که این کارو با جاری نکنن! این کارشون آخرش دامن گیرشون میشه و حق با اونها نیست و .. 

    اما شدت نفرتم کار دستم داد. 

    حرفهای بدی زدم بهشون. حتی گفتم دیدی امسال ماه رمضون هیچ کس از فامیل تو رو دعوت نکردم؟ به خاطر درسم نبود. درس بهونه بود. من از همه شون متنفرم! فکر نمی کنم حتی افطاری دادن بهشون ثواب هم داشته باشه و ... 

    دیگه بقیه حرفهام رو نمی نویسم! خیلی حرفهای بدی زدم! خیلی ...

    و حبیب هم از خجالت بنده در اومدن! کلا هم با نظر من 180 درجه مخالفن و نظرشون با مادرشون یکیه. و این باعث شد دعوا بدتر هم بشه! 

    و اینگونه یه دعوای اساسی کردیم و هنوز هم فرصت نشده حرف بزنیم.


    من مشکلم اینه که انقدری آتش نفرت ازشون در من شدیده که یه جرقه لازم داره! 

    باید فکری به حال این رابطه خراب بکنم...

    ...

    بعداً میام جمع میکنم فکرهام رو


    فعلا یه چند تا لینک بنویسم برای خودم. دارم کم کم اک بین کارها میخونم و فکر میکنم و اینها.

    اولین نکته ای که دستم اومده اینه که خیلی خیلی کارم اشتباه بوده. ولی اینکه در مواقعی که خشم ام غلبه میکنه تکرار نشه باید چیکار کنم؟

    الان رابطه مون هفته ای یک باره. خیلی کمتر از قبل. ولی همون یکبار هم میرم تا دو روز اعصابم خورده از حرفهایی که میشنوم. 


    ضمنا امشب عروسی دختر دایی شون هم هست. پدربزرگم رو بهانه کردم و نمیرم. 


    ادامه مطلب....

    ۱۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
    محبوب حبیب

    اولویت

    بسم الله الرحمن الرحیم


    خدا نگه دارد دوستان وبلاگی خوب را.

    که در و گهر می بارد از وبلاگشان

    مثل نویسنده وبلاگ کوچکهای بزرگ


    با این پست:

    http://koochak.blog.ir/1396/02/09/%D8%B3%DB%8C%D8%B5%D8%AF-%D9%88-%D9%87%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%DB%8C%DA%A9


    یکی از دلایل مهم تردید و تاخیر در تصمیم گیری، مرتب نبودن ارزشهاست. اگر یک بار بنشینم و ارزشهایمان مثل خانواده، سلامتی، رضای الهی، اشتغال، ادامه تحصیل و ... را بنویسیم و شماره گذاری گنیم، هم پشیمانی و احساس گناه و هم تردید و پریشانی تا حد بسیار زیادی کم می‌شود. 

    + دختری که لیست ارزش ندارد و بنابراین نمی‌داند در لیست ارزش هایش ازدواج الویت است یا ادامه تحصیل، هر تصمیمی بگیرد در آینده پشیمان می‌شود.  
    + از دوره جدید موفقیت آقای حورایی

    پ.ن:
    مدتی است ترتیب اهم و مهم هایم از دستم در رفته ...
    ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
    محبوب حبیب

    جاری


    ببخشید نحوه رفتار با یک جاری چطور باید باشه؟
    پاسخ:
    با سلام و ادب
    خدمت شما عرض کنم که روابط جاریها معمولا تحت تاثیر روابط آنها با خانواده ی شوهر شکل می گیرد. اگر خانواده همسر بسامان و اعضای خانواده دارای تعاملهای هنجار با یکدیگر باشند قاعدتا باید به روابط مثبت جاریها هم امیدوار بود. اما اگر خانواده ی همسر نابسامان و آشفته و گسسته باشد، یا رابطه عروس و خانواده ی شوهر تیره باشد، این اختلالات موجب سرایت احساسات منفی نسبت به سایر اعضای خانواده ی همسر از جمله جاری نیز می شود. بنابراین نارضایتی از عملکرد اطرافیان همسر موجب رویگردانی از جاری هم می شود. همچنین اگر رابطه ی زن و شوهر هم رابطه ی نرمالی نباشد و زن از همسرش بیش از حد نارضایتی داشته باشد، مخصوصا در سالهای اولیه زندگی، باز هم دید او نسبت به اعضای خانواده اش منفی خواهد بود.

    یک دلیل عمده ی دیگر در تیرگی روابط جاریها ایجاد رقابتهای ناسالمی است که احیانا مسئول اصلی آن عدم مهارت مادر شوهر یا پدر شوهر در مدیریت درست روابط با عروسهاست. این رقابتها گاهی چنان حسادت برانگیز می شود که برای سالهای طولانی روابط جاریها را تیره می کند. 

    ادامه مطلب...

    ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
    محبوب حبیب