۷ مطلب با موضوع «من و همسرداری :: هنر زن بودن» ثبت شده است

خانومانه تا عید

برای انجام دادن کارها تا عید بهتره از حداقل دو ماه قبل شروع کرد تا فرصت بشه با توجه به سبک زندگی من

اول اینکه کاری کنیم عمر اینقدر تند تند نگذره:

http://chi-napooshim.com/item/193-how-to-be-mindful.html

یه برنامه ریزی کردم برای عید امسال. هر چند ممکنه کامل نتونم اجراشون کنم ولی تا حدی اجراش هم خیلی خوبه. برای بعدها هم یادم باشه بعضی وقتها هم که شده از این برنامه ها استفاده کنم برای یه شروع سال ایده آل:


1- خلوت سازی فلای لیدی 

2- توصیه های نگارا

3- شروع به رژیم غذایی و ورزش


در خصوص قسمت اول برنامه. این لیست رو توی Colornote نوشتم و هر کدوم انجام میشن تیک میخورن. شماره هم دادم از یک تا 37. هر دو روز یکبار یکی اش انجام بشه متوسط. ولی خوب بعضی چیزها تا یک هفته هم وقت میبرن. یه سری ها هم توی دور تند خونه تکونی روزهای آخر چندتاچندتا با هم انجام میشن.

[ ] ۱۰. خلوت سازی لوازم برقی خراب شده

[ ] ۱۷.خلوت سازی داروها

[ ] ۱۸.خلوت سازی دکوری جات

[ ] ۱۹.خلوت سازی کمد لباس راحتی

[ ] ۲۱. خلوت سازی اسباب بازی

[ ] ۲۲.خلوت سازی هاردها

[ ] ۲۳.خلوت سازی زیر تختها و ...

[ ] ۲۴.خلوت سازی فریزر

[ ] ۲۵. خلوت سازی حمام و دستشویی

[ ] ۲۷.خلوت سازی انباری

[ ] ۲۸.خلوت سازی اشپزخانه

[ ] ۲۹.خلوت سازی طلاجات شامل تعمیر، تعویض، فروش یا خرید

[ ] ۳۰. خلوت سازی سی دی. دی وی دی و فلش ها

[ ] ۳۱. خلوت سازی اوراق و کارتهای ارزشمند. مثل کارت تخفیف، کارتهای اعتباری، کوپن و ... خلوت شوند

[ ] ۳۲. خلوت سازی لوازم خیاطی

[ ] ۳۳. خلوت سازی ابزارآلات. پیچ گوشتی و پیچ و مهره و ...

[ ] ۳۴. خلوت سازی لوازم تفریح مثل زیرانداز، توپ. راکت بدمینتون و ...

[ ] ۳۵. خلوت سازی لوازم مناسبتی، تزیینات. وسایل هفت سین و ..

[ ] ۳۶.خلوت سازی لوازم کمکهای اولیه

[ ] ۳۷. خلوت سازی قفسه مواد شوینده

[ ] ۴.خلوت سازی زباله های برقی
[ ] ۵.خلوت سازی لوازم آرایش
[ ] ۲۰. خلوت سازی جاکفشی

[V] ۲۶.خلوت سازی کتابخونه

[V] ۱۶.خلوت سازی یخچال

[V] ۱.خلوت سازی چوب رختی ها
[V] ۱۱.خلوت سازی قابلمه ها

[V] ۱۲.خلوت سازی ملحفه ها

[V] ۱۳.خلوت سازی حوله ها

[V] ۱۴.خلوت سازی کمد لباس مجلسی

[V] ۱۵.خلوت سازی قاشق چنگالها

[V] ۲.خلوت سازی جورابها
[V] ۳.خلوت سازی لوازم التحریر
[V] ۶.خلوت سازی خریدهای بی مصرف تبلیغاتی
[V] ۷.خلوت سازی شارژرها
[V] ۸.خلوت سازی ادویه ها
[V] ۹.خلوت سازی ظرفهای پلاستیکی


خوب معلومه ایهایی که تیک V خوردن رو تونستم توی بازه بین ترم انجام بدم. البته فقط خلوت نکردم. اساسی تمیزکاری کردم برای عید. مثلاً در راستای خلوت سازی قابلمه ها، مسی های خودم و مادرم رو دادم سفید کنن. دنبال اینم ببینم قابمله های چدن خراب شده ام رو هم میتونم بدم درست کنن یا بندازمشون بره؟ (گزینه دوم رو دلم نمیاد اجرا کنم!) بقیه قابلمه ها و قوری کتری ها و ... اساسی سابیده شدن و ... 

یا اینکه در خصوص خلوت سازی ادویه ها، همه ظرفهای ادویه رو یک شکل کردم. و با یه قیمت خیلی کم. این پروژه رو از پارسال شروع کرده بودم خورد خورد و حالا هم ادامه داره. برای اینکه اینجانب عطاری دارم! از بس ادویه جات و دمنوش جات و ... دارم تعداد شیشه ها خیلی زیاد میشن اگر میخواستم بخرم. از همون سال اول زندگی، شیشه مربا و .. جمع کردم. ولی خوب چون نمی دونستم کدوم شکل ها بیشترن همه رو جمع کردم. پارسال یه برآورد کردم و تعدادی که بیشتر همشکل بودن رو بعنوان شیشه های ادویه ام انتخاب کردم. خورد خورد میشستم، برچسب هاشون رو میکندم و یه نوار گل گلی یک شکل دور همشون می چسبوندم و درب شیشه رو هم برچسب یک شکل گل گلی میزدم. قوطی شیرخشک های دخمل رو هم همینطوری کردم. به نظر خودم که خیلی شیک و خوشگل شده و کم خرج. اگر هم یه ظرفی بشکنه، باز جایگزینش هست. اونطوری نیست که بری مغازه ببینی اون مدل ظرف رو که خریدی دیگه نداره :دی  الان دیدم توی گروه فلای لیدی هم چنین کاری میکنن ولی اونها با رنگ کردن یک شکل میکنن که خیلی وقت گیر تره تا برچسب چسبوندن. برچسب هم از پلاسکویی ها و اینهایی خریدم که داخل کابینت میزارن، فقط برش دادن و برداشتن کاغذ پشتش و چسبوندنش هست. همین. چون وقتم زیاد نبود از پارسال تا حالا، هر بار شاید روی 4-5 تا شیشه کار میکردم اندازه یک ساعت. شاید دو ماهی یکبار. راستش بهم آرامش هم میداد. مثل یه کاردستی. حبیب هر بار میگفت آخه این وقتت بیشتر ارزش داره تا این کارها. ولی به خاطر اینکه شبیه یه کار هنری بود دوستش داشتم و بهم آرامش میداد. اتفاقاً هر وقت اضطراب داشتم به این کارها رو می اوردم. 

دیگه چند تا شیشه دیگه مونده بود که این سری سر و سامون بهشون دادم و کل کار تموم شد. الان هر وقت داخل کابینتها رو می بینم که پر از شیشه های تماماً یک شکل و گل گلی هست (حداقل 50 تا ظرف هستن) لذت می برم. 

بقیه خلوت سازی ها هم همین مدلی ان، یعنی علاوه بر خلوت کردن و دور ریختن چیزهایی که استفاده نمی شن، یه سر و شکل خوب هم بهشون میدم. شستن سابیدن و تعمیر و ... همه رو انجام میدم برای همین خیلی وقت گیره ولی لذت آفرینه و این نهضت ادامه داره هنوز...


دوست دارم این کار رو برای مادرم هم انجام بدم ولی الان فرصتش نیست اصلا. اگر خدا کمک بکنه و جواب مقاله هام زودتر بیاد حتماً انجام میدم. خصوصاً که مادرم بعد مدتها خیلی نیاز به خلوت سازی بیشتر و خونه تکونی عمیق تری داره.


در خصوص خونه تکونی هم یه چک لیست در اوردم:

شستن بخاری ها
[ ] تمیز کردن داخل کابینتها
[ ] تمیزکردن سینک ظرفشویی و جای ظروف
[ ] تمیز کردن بیرون و بالای کابینت ها و یخچال و آبگرمکن و..
[ ] تمیز کردن در ها و پنجره ها. شیشه دربها
[ ] تمیز کردن اجاق گاز و فر
[ ] تمیز کردن غذاساز، ابمیوه گیری، گوشت چرخ کن، ارام پز و ...
[ ] تمیز کردن یخچال و فریزر
[ ] تمیز و مرتب سازی ظروف. بلوری ها
[ ] تمیز و مرتب سازی ظروف. پذیرایی ها
[ ] تمیز و مرتب سازی ظروف. دم دستی ها
[ ] تمیز و مرتب سازی ظروف. قابلمه ها و زودپزها و ...
[ ] جمع آوری برگ ها و وسایل قدیمی .. شستشوی حیاط
[ ] دستشوئی و حمام
[ ] شستشو و تمیز کردن فرش ها
[ ] شستشوی پرده
[ ] شستشوی روتختی ملافه ها و …
[ ] شستشوی کف آشپزخانه و دیوارهای آن
[ ] گرد گیری تخت
[ ] گرد گیری سقف و نور مخفی و گچ بری
[ ] گرد گیری لوستر و لامپ ها
[ ] منظم شدن داخل کمدها
[V] تمیز کردن ماشین لباس شویی
[V] تمیز کردن مبل ها و میزها و صندلی های پذیرایی
[V] مرتب سازی داخل کابینتها
[V] یخچال

اونهایی که شامل حالم نمیشه یا انجام دادم تا حالا تیک V خوردن.

---------------------------------------

قسمت دوم مطالبم بیشتر حول و حوش توصیه های نگارا میگذره. چند سالی هست خوندمشون و هر بار تونستم بخشی شون رو اجرا کنم. خصوصاً توصیه های عید رو:

عید چی بپوشم؟ چه جوری رژیم بگیرم؟


یه بخشی هم هست که توی کمد هر خانومی باید چیا باشه، که یادآوری میشه چیا ندارم هر سال فقط همون ها رو بخرم و اضافه نخرم: این یکی اش:  لباس های ضروری، قسمت اول: شلوار جین



خوندن دوباره این مطالب هم مفیده:

چه جوری زندگی ام رو مدیریت کنم؟

نگارا چه جوری زندگی اش رو مدیریت می کنه؟ قسمت اول



برخی لینک های مفید:

توصیه های نگارا بر اساس روش فلای لیدی در تمیز نگه داشتن منزل و مدیریت زمان و ...:

http://chi-napooshim.com/item/222-how-to-get-organized-4.html


۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محبوب حبیب

مجازات

بسم ا...


یکی از جنبه هایی که یه زن واقعی باید داشته باشه فکر کردن به بحث تربیتی هست


منظور هم تربیت فرزند نیست الزاما


اون تعریفی که من این سالها از تربیت و سختی های تربیت و رسالت پیامبرگونه اش دستگیرم شده،


در درجه اول برمیگرده به تربیت خود


فعلا به درجه اولش کاری ندارم و موضوعم طرح یه سواله.


خوب همه تون شنیدین که یه مرد اول خانه مادرش تربیت میشه بعد خانه همسرش


که خوب طبیعیه که اگر این دو مدل با هم خیلی تفاوت داشته باشن بدبخت همسرش :دی


در راستای پست قبلی که خاطرتون هست، حرف بدی از حبیب شنیدم که یک هفته طول کشید هضم کردم و تونستم در خصوصش با حبیب حرف بزنم (با دعوا قاطی بود البته!)


با اینکه فکر میکردم حسنا متوجه نمیشه ما حرفهایی که میزنیم چقدر تلخه چون فیزیک رفتاری مون هم چیزی رو نشون نمیداد ولی واقعاً بچه ام میفهمید. متاسفانه اون شب اولین تبخال عمرش رو زد! {شرم بر ما!} 


نامه ای که بنا بود در راستای شرمنده سازی بنویسم و در ذهنم به طومار تبدیل شد و هیچ وقت فرصت نکردم بنویسمش رو بعد از یک هفته شفاهاً به سمع و نظر حبیب رسوندم. و شرمنده سازی نمودیم 


حالا سوال اینجاست آیا مجازات هم بکنم یا خیر؟!


بالاخره سیستم یاددادن بدون مجازات نمیشه. میشه یه هواپیمای با یک بال. باید هر دو بال خوف و رجا توی هر سیستم تربیتی باشه. 


که در زندگی ما، کلاً من اهل قهر طولانی، ناز کردن، مجازات قرار دادن و ... نبودم به صورت پیش فرض! یعنی یاد نگرفته بودم. یه پای زن بودنم در این خصوص می لنگه. 

حتی وقتی قهرم می کردیم قهر ما فقط سرسنگین بودن بود! حتی سر یه سفره غذا میخوردیم! و فکر کنم این سیستم باعث شده حبیب به اینجا برسه. 


فعلاً مجازات رو قرار دادم اگر این رفتار و توهین هاش، تکرار شد به ازای هر جمله کادویی به مبلغ بالای 500 تومان به من بدهند! ضمناً اشاره کردم که انگشتری که سه سال پیش در مغازه ای چشمم رو گرفت هم پذیرفته میشه! (قیمت دو میلیون! که باید از مبلغ وامی که تهش 8 تومان مونده خرج کنه برای من و در شرایط فعلی سخته خیلی) 

باشد که تا آخر عمر یادت بمونه و تکرارش نکنی!


اما هنوز پافشاری بر مجازات در نظر گرفته هم نکردم. و از فرط داشتن مشغله فکری ممکنه رها بشه و باز قهر هم نیستم! رفتم به مود دیفالت خودم که قهر طولانی تر از یک روز رو بلد نیست! 


دوستان صاحب فکر اینجا، متاهلین و مجردهای صاحب نظر، بیاین لطفاً راه حل بعد از قهر بدین برای مجازات همسر یا حالا هر فردی که نزدیک به ما هست، به نحوی که دیگه خاطره اش از ذهنش پاک نشه! :دی 


این پست رگه های جدی ای توش هست. لطفاً ظنز برداشت نکنین. بر غم خویش می خندم! 

کلاً هنر زن بودن رو من به درستی یاد نگرفته ام! اعتراف میکنم...

۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محبوب حبیب

خروج از مشکلات و بن بست ها

بسم الله الرحمن الرحیم


یه پست در هم و بر هم.



نتیجه ی یه سری فکر نیمه کاره در مورد مشکلات فعلی


در ظاهر با خانواده همسر روابط حسنه است اما در باطن نفرت بدی ازشون پیدا کردم!


در خصوص برخوردشون با جاری 2 که جدا شده و ندادن مهریه و ... من یه عالمه ازشون بدم اومد. خیلی زیاد. بعد مادرشوهر به من میگه ج.2 زنگ زده و هر چی دلش خواسته نثار من کرده و میگه شما فقط جانماز آب میکشین و ... 

من باب درد دل میگفت که بله حق نداشته چنین چیزی به من بگه و من فلان حرف رو در جوابش گفتم و ..

ولی من هم همین نظر رو راجع بهشون پیدا کردم. لذا چیزی نگفتم و وقتی منتظر بود من تاییدش کنم حرف رو عوض کردم.

بعد شوهر در حمایت از رفتارهای مادرش با ج.2 چیزهایی گفت که من خیلی عصبانی شدم. اومدیم خونه دعوا کردم که پات رو از این ماجرا بکش بیرون! با اینها همراه نشو یا بگو که این کارو با جاری نکنن! این کارشون آخرش دامن گیرشون میشه و حق با اونها نیست و .. 

اما شدت نفرتم کار دستم داد. 

حرفهای بدی زدم بهشون. حتی گفتم دیدی امسال ماه رمضون هیچ کس از فامیل تو رو دعوت نکردم؟ به خاطر درسم نبود. درس بهونه بود. من از همه شون متنفرم! فکر نمی کنم حتی افطاری دادن بهشون ثواب هم داشته باشه و ... 

دیگه بقیه حرفهام رو نمی نویسم! خیلی حرفهای بدی زدم! خیلی ...

و حبیب هم از خجالت بنده در اومدن! کلا هم با نظر من 180 درجه مخالفن و نظرشون با مادرشون یکیه. و این باعث شد دعوا بدتر هم بشه! 

و اینگونه یه دعوای اساسی کردیم و هنوز هم فرصت نشده حرف بزنیم.


من مشکلم اینه که انقدری آتش نفرت ازشون در من شدیده که یه جرقه لازم داره! 

باید فکری به حال این رابطه خراب بکنم...

...

بعداً میام جمع میکنم فکرهام رو


فعلا یه چند تا لینک بنویسم برای خودم. دارم کم کم اک بین کارها میخونم و فکر میکنم و اینها.

اولین نکته ای که دستم اومده اینه که خیلی خیلی کارم اشتباه بوده. ولی اینکه در مواقعی که خشم ام غلبه میکنه تکرار نشه باید چیکار کنم؟

الان رابطه مون هفته ای یک باره. خیلی کمتر از قبل. ولی همون یکبار هم میرم تا دو روز اعصابم خورده از حرفهایی که میشنوم. 


ضمنا امشب عروسی دختر دایی شون هم هست. پدربزرگم رو بهانه کردم و نمیرم. 


ادامه مطلب....

۱۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محبوب حبیب

خانه و خانواده خوشبخت

بسم الله الرحمن الرحیم 

1. خوشبختی خانه در خدا پرستی است.

2. عزت خانه در دوستی است.
3. ثروت خانه در شادی است.
4. زیبایی خانه در پاکیزگی است.
5. پاکی خانه در تقوا است.
6. نیاز خانه در معنویات است.
7. استحکام خانه در تربیت است.
8. گرمی خانه در محبت است.
9. صفای خانه درمحبت است.
10. پیشرفت خانه در قناعت است.
11. لذت خانه در سازگاری است.
12. سعادت خانه در امنیت است.
13. روشنایی خانه در آرامش است.
14. رفاه خانه در حرمت و تفاهم است.
15. ارزش خانه در اعتماد و اطمینان است.
16. سلامتی خانه در نظافت و پاکیزگی است.
17. صفت خانه در انصاف و گذشت است.
18. شرافت خانه در لقمه حلال است.
19. زینت خانه در ساده بودن است.
20. آسایش خانه در انجام وظیفه است

 

استفاده از این اکسیر شفا بخش بدون شک هر خانواده ای را خوشبخت میکند

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محبوب حبیب

همسرداری

‌ 👑 @malake_va_padeshah



#سیاست_های_زنانه 


وقتی مردها احساسی بشن،

فکر میکنند اورست رو فتح کردن


همون لحظه که رمانتیک شد بمب بارانش کن. 


بگو:وای عزیزم چقدر تو مهربونی...


تا وقتی موتورشون گرم شه بیشتر مهربون شوند!


"شاهین فرهنگ"


👑 @malake_va_padesha

-------------


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محبوب حبیب

شادی رسالت زن است




🚺زن ها اگر شاد باشند قلب خانه می تپد


🚺زن ها اگر موهایشان را شکل دهند، اگر صورتشان را آرایش کنند، اگر لباسهای شاد بپوشند زندگی در خانه جریان پیدا می کند


🚺زن ها اگر کودک درونشان هنوز شیطنت کند، اگر شوخی کنند، بخندند، همه اهل خانه را به زندگی نوید می دهند


🚺اگر روزی زن خانه چشمهایش رنگ غم بدهد حرفهایش بوی گلایه و کسالت بدهد 

اگر ذره ای بی حوصله و ناامید به نظر برسد

تمام اهل خانه را به غم کشیده است


 آری زن بودن دشوار است...

زنان ارمغان آور شادی، گذشت و خنده اند


💓یادمان نرود قلب خانه باید بتپد


👈آقای محترم مواظب قلب خانه ات باش!!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محبوب حبیب

من و این همه و هیچ....

بسم الله 


بعضی وقت ها هست که یکی یکی ابعادی که بایست توی زندگی روشون تمرکز داشته باشم، یادم میان...


چقدر ایده آل و آرمان در سرم هست...


اوه... خیلی..


چقدر اینی که هستم از ایده آل هام فاصله داره.


... خیلی زیاد... :(


به هول و ولا می افتم که از وقت باقیمانده ام بهتر استفاده کنم.


یه مدت اینطور پیش میره


سخته ولی شیرین. اغلب پر از اضطرابه این دوران.


بعد فشاری که به خودم اوردم یکهو همه رو رها می کنم و یکی رو که بیشتر واسش استرس دارم فقط پی میگیرم.


و بعد یه مدتی انقدر فراموش میشن که انگار هیچ وقت چنین آرمانی نداشتم.


و باز سیکل یادآوری شون تکرار میشه.


و من همیشه مستاصلمم چطور میشه اینها رو با هم جمع کرد.


چطور میشه هم یه مادر موفق بود


هم یه همسر بی نظیر، الهه عشق و آرامش


هم یه دختر خوب واسه خانواده که مشکلاتشون رو حل کنه


و هم یه محقق عاالی توی رشته خودم


و هم یه استاد خوب واسه دانشجوهام


و هم یه فردی که مطالعات زیادی داشته باشه و افق دیدش واضح تر از اینی باشه که الان دارم. از بعد دینی و اجتماعی و ....


و چقدر به عمر رفته ام افسوس می خورم


خیلی زیاد


کاش مربی خوبی داشتم تا عمرم اینقدر تلف نمی شد....


کاش مربی خوبی برای دخترم باشم حداقل....


چطوری؟...


خدایا کمکم کن.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محبوب حبیب